منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٤
دم تيغ گذرانيد وقتى پيامبر از جنايت هولناك او آگاه گرديد، رو به قبله ايستاد و دستها را بالا برد و با حال استغاثه گفت: «اللّهم انّى ابرىء إليك ممّا صنع خالد بن وليد»:«خدايا من از عمل خالد بن وليد، تبرى مى جويم».[١]
وى در دوران حكومت و خلافت خليفه نخست، مالك بن نويره را كشت و به زن او تجاوز كرد.[٢]
شارح حديدى با اين كه دست و پاى زيادى كرده است كه عمل خالد را با مالك و همسرش از طريق خطا و اشتباه توجيه كند، در پايان بحث در مقابل حق زانو مى زند و مى گويد:
«ولست انزه خالداً عن الخطأ واعلم انّه كان جبّاراً فاتكاً لا يراقب الدين فيما يحمله عليه الغضب وهوى نفسه».[٣]
«من خالد را از خطا تنزيه نمى كنم، زيرا او ستمگر و خونريز بود و در حالى كه غضب او شعلهور مى گرديد و در مقابل خواهش هاى نفسانى قرار مى گرفت هرگز دين مانع و رادع او نبود».
٢. «حرقوص بن زهير» رئيس خوارج كه در موقع تقسيم غنايم به پيامبر گفت: عدالت را پيشه ساز. پيامبر به او گفت: اگر من عدالت نكنم، چه كسى بايد عدالت را رعايت كند؟ سپس فرمود: اين مرد پيشواى گروهى مى گردد كه قرآن از سينه هاى آنان بالاتر مى رود، از دين بيرون مى روند، همچنان كه تير از كمان خارج مى گردد.[٤]
٣. «حكم بن عاص» در مكه ايمان آورد، ولى پيامبر او را با فرزندش به
[١] سيره ابن هشام:٢/٤٣٠.
[٢] تاريخ نويسان، مشروح سرگذشت مالك بن نويره را آورده اند و شارح حديدى به صورت گسترده درباره آن بحث كرده است. به جلد ١٧، ص ٢٢٢ـ ٢١٤ مراجعه گردد.
[٣] مدرك سابق، ص ٢١٤.
[٤] الناج الجامع للأُصول:٥/٢٨٦.