منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٦
خود مهربان است».
(وَمِنَ النّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَولهُ فِى الحَياةِ الدُّنيا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلى ما فِى قََلْبِهِ وَهُو َالَدُّ الخِصامِ) (بقره/٢٠٤).
«گفتار برخى ازمردم در زندگى تو را به شگفت وا مى دارد وخدا را بر ايمان قلبى خود گواه مى گيرد و او از لجوج ترين دشمنان است».[١]
تا اين جا حقيقت تأويل در مقابل «تنزيل» روشن گرديد و حق اين است كه تأويل آيات قرآن، و تطبيق كبريات آن بر صغريات و تبيين حقايق نوظهور آن، در حالى كه از اهميت بيشترى برخوردار است و موجب تجديد حيات اسلامى و تداوم فيض بخش قرآن مى باشد، ولى خالى از خطر نيست و چه بسا افراد نااهل روى اغراض فاسد، دست به چنين تأويل ها زده، و مايه انحراف هايى شده اند.
معاويه براى توجيه خروج وجبهه گيرى خود با امام، خود را صاحب خون عثمان و به اصطلاح «ولى الدم» مى ناميد و اين آيه را بر خود تطبيق مى كرد.
(وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَليِّهِ سُلْطاناً...) (اسراء/٣٣).
«هر كس به ناحق كشته شود ما به ولى او قدرت انتقام داده ايم».
به طور مسلم با بودن فرزندان عثمان و ديگر خويشاوندان نزديكتر او هرگز معاويه ولى الدم عثمان نيست ولى او براى توجيه جبهه گيرى خود در مقابل امام اين آيه را به ناحق بر خود تطبيق مى كرد و خود را مصداق آن مى دانست. از اين جهت اميرمؤمنان در يكى از نامه هاى خود به او نوشت :
«فغدوت على طلب الدنيا بتأويل القرآن»(نهج البلاغه، نامه ٥٥).
[١] شرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد:١٤/٧٣.