منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١١
«تو اى پيامبر بيم دهنده اى و براى هر گروهى هدايت كننده اى است».
خود پيامبر گرامى صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم طبق روايات متواتر جمله (ولكلّ قوم هاد) را بر اميرمؤمنان تطبيق كرد و فرمود: «أنا المنذر وعلى الهادى إلى أمرى»[١]: «من بيم دهنده و على هدايت كننده به دستورهاى من است».
به طور مسلم پس از اميرمؤمنان عليه السَّلام اين آيه، مصاديقى نيز دارد كه به مرور زمان بر آن منطبق مى باشد. بخشى از تحرك وروشنگرى قرآن در اين است كه به مرور زمان بر مصاديق آن تطبيق گردد از اين جهت امام باقر عليه السَّلام فرمود:
«رسول اللّه المنذر وعلى الهادى وكلّ إمام هاد للقرن الذى هو فيه».
«پيامبر خدا بيم دهنده و على هدايت كننده و هر امام هادى مردم آن عصرى است كه در آن زندگى مى كنند».[٢]
يادآور شديم كه مقصود از تأويل در مقابل «تنزيل» آن رشته از مصاديق آيه ويا آيات است كه هنگام نزول قرآن نبوده وبعدها تحقق پذيرفته است واگر هم در زمان نزول وجود داشته، مصداق مخفى بود و نياز به تذكر داشت اكنون براى هر دو، مثالى را يادآور مى شويم:
١. در جنگ جمل سپاه امام در برابر سپاه پيمان شكن «طلحه » و «زبير» كه بيعت خود رابا امام شكستند، قرار گرفت پيش از آغاز جنگ امام به مردم بصره چنين خطاب كرد: مردم بصره! آيا از من در داورى ستم ديده ايد. آيا در تقسيم مال مرتكب ظلم شده ام، آيا مالى را بر خود واهل بيت خود اختصاص داده ام و شما را از آن محروم ساخته ام آيا حدود الهى را در حق شما اجرا كرده ام
[١] در اين باره به كتاب نور الثقلين:٢/٤٨٢ـ ٤٨٥ مراجعه شود.
[٢] همان مدرك.