منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٥
انبيا و پيامبران با عظمت آنگاه كه علم خود را با علم الهى مى سنجند، علم خود را در برابر علم بى نهايت خدا ناچيز ديده و چنين مى گويند:
(...لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلاّمُ الغُيُوبِ)(مائده/١٠٩).
«ما آگاهى نداريم تو داناى پشت پرده هستى».
راسخان در علم و آگاهى از تأويل
آيا راسخان در علم از تأويل «متشابه» و يا «قرآن» آگاه مى باشند يا نه؟
قرآن در اين مورد مى فرمايد: (وما يَعْلَمُ تَأْويله إِلاَّ اللّه وَالرَّاسِخُون فِى العِلْمِ)هرگاه«واو» در جمله (والرّاسخون)عاطفه باشد، طبعاً به حكم «واو عاطفه» آنها نيز از تأويل قرآن آگاه خواهند بود،واگر «واو»مستأنفه باشد، قهراً، علم به تأويل در انحصار خدا بوده ووظيفه «راسخان» فقط ايمان به انتساب هر دو گروه از محكم و متشابه، به خدا خواهد بود.
در اين مورد مفسران بر دو گروهند گروهى آن را عاطفه وگروه ديگر آن را مستأنفه انديشيده اند و بحث هاى گسترده اى در اين مورد انجام داده اند ولى حق اين است كه «واو» عاطفه است نه مستأنفه و راسخان در علم در پرتو ارجاع متشابه به محكم از تأويل آيات متشابه آگاه مى باشند و مطالب ياد شده در زير اين حقيقت را ثابت مى كند:
الف. رسوخ در علم، نشانه آگاهى از تأويل است
«مناسبت حكم با موضوع» در فهم سخن متكلم نقش اساسى دارد در آيه مورد بحث، جمله (والراسخون فى العلم)وارد شده است و اكنون نمى دانيم كه آيا اين جمله، معطوف بر لفظ «اللّه» در جمله پيشين (إلاّ اللّه)