منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٠
٣. از روى هوى و هوس به تأويل آيات متشابه پرداخته و به عقيده خود ريشه ها و م آل آنها را به دست مى آورند. چنان كه مى فرمايد: (وابتغاء تأويله). گروه دوم كسانى هستند كه با آگاهى راسخ و قلب مطمئن هر دو گروه را محترم مى شمارند و به هر دو ايمان مى آورند و مى گويند كه هر دو نوع از طرف پروردگار آنها است و از خدا مى خواهند كه قلوب آنها را از حق، به باطل منحرف نسازد چنان كه مى فرمايد:
(...وَالرَّاسِخُونَ فِى العِلْمِ يَقُولُونَ آمَنّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَما يَذَّكَر إِلاَّ أُولُوا الأَلْباب* رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبنا بَعْدَ إِذْهَدَيْتَنا...) .
«راسخان در علم مى گويند: ما به متشابه ايمان داريم همگى از جانب پروردگار ما است خداوندا قلب ما را پس از هدايت به سوى باطل متمايل مساز».
و ايمان به نزول هر دو، مانع از آن نمى شود كه «تشابه» آيات متشابه را با ارجاع به محكمات برطرف كنند، چنان كه بعداً در اين باره سخن خواهيم گفت: اگر بنا است كه آيات «متشابه» با همان حالت «تشابه» و التباس بمانند، و به بهانه اين كه عقل و خرد بشر به مداليل آنها نمى رسد، تأكيد بر اين كه محكمات «امّ الكتاب» هستند، بى جهت خواهد بود، زيرا چگونه مى توان، گفت كه آيات محكم اساس وريشه قرآن مى باشند امّا نمى توان به وسيله آنها، تشابه را از شاخه اى كه از تنه «امّ الكتاب» روييده است برطرف نمود.
با توجه به اين بيان مفاد آيه و معنى محكم و متشابه روشن مى گردد و تشريح ديگر نظريه ها كه برخى در برخى قابل ادغام است، چندان لزومى ندارد.