منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٧
چيزى كه نظير ومانند ندارد، نمى تواند موجود جسمانى باشد و بر روى تخت قرار بگيرد، ناچار بايد گفت، معنى دوم متعين است ولى گروه منحرف و پيشداور، اين نوع آيات را دست آويز كرده و به فتنه جويى پرداخته وآنرا طبق هوى وهوس خود و به غير مقصود واقعى ارجاع (تأويل) مى كنند.
٢. انسان در نخستين برخورد با آيه هاى (وُجوهٌ يَومَئِذ ناضِرَةٌ* إِلى رِبِّها ناظِرَةٌ)(قيامت/٢٢ـ ٢٣): «چهره هايى آن روز شاداب است و به سوى پروردگار خود مى نگرند»، تصور مى كند كه خدا در روز قيامت مجسم مى گردد و بندگان مؤمن به او مى نگرند ولى در عين حال در جمله (إِلى ربِّها ناظرة) احتمال ديگرى نيز هست و آن اين كه اين گروه به لطف و رحمت حق مى نگرند همچنان كه در محاورات خود مى گوييم فلانى به دست تو مى نگرد تعيين يكى از دو معنى، گذشته از قرينه روشن كه در خود آيه است [١]، به وسيله «امّ الكتاب» انجام مى گيرد زيرا قرآن به روشنى، هر نوع امكان رؤيت خدا را نفى كرده و مى گويد:
(لا تُدْرِكُهُ الأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ...)(انعام/١٠٣).
«چشمها آن را نمى بينند و او چشمها را مى بيند».
با توجه به چنين آيه به روشنى مى توان هر نوع تشابه را از اطراف آيه برطرف كرد و گفت مقصود، نگاه به خود پروردگار نيست بلكه نگاه به رحمت و لطف خدا است.
[١] گذشته از اين كه جمله «ناظره» در معنى انتظار لطف و رحمت به كار مى رود چنان كه شاعر عرب مى گويد:
انّى إليك لما وعـدت لناظـر *** نظر الفقير إلى الغنى الموسر
«من به وعده هايى كه تو داده اى به تو مى نگرم بسان نگاه فقير به فرد متمكن و ثروتمند».
در ما قبل خود آيه گواه روشنى است كه مقصود از اين جمله انتظار لطف و احسان خود پروردگار است توضيح اين قسمت را در محل خود متذكر شده ايم.