منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٦
(طه/٥) را مى شنود روى انسى كه با لفظ «استوى» در محاورات عربى دارد آيه را به نحوى معنى مى كند كه مفاد آن اين مى شود كه خدا جسم است و بر تخت خود (عرش) قرار دارد، اين معنى در صورتى رسوخ پيدا مى كند كه ملاحظه مى شود كه لفظ «استوى» در قرآن به معنى «قرار گرفتن» نيز به كار رفته است مانند (...واسْتَوت عَلى الجُودى...)(هود/٤٤): «كشتى نوح بر روى كوه «جودى» مستقر گرديد».
در حالى كه در كنار اين معنى احتمال ديگرى نيز در كار است و آن اين كه «استوا» به معنى «استيلا» و «تسلط» بوده واين جمله كنايه از استيلاى خدا بر آسمانها و زمين مى باشد همچنان كه استيلاى امرا بر تخت خود، كنايه از استيلاى آنان بر كشور خود مى باشد واين معنى با توجه به اين كه اين لفظ در معنى «استيلا» در قرآن [١] و در لغت عرب [٢] نيز به كار رفته است، در صورتى تجلى بيشترى پيدا مى كند كه توجه كنيم كه ماقبل و مابعد آيه پيرامون آفرينش آسمانها و زمين سخن مى گويد، وهدف اين است كه خدا پس از خلقت آنها، زمام قدرت و تدبير زمين و آسمان را در دست گرفت و تدبير آنها را به «اله» و يا «الهه» واگذار نكرد.
اكنون در تعيين يكى از دو، بايد به «ام الكتاب» مراجعه كرد يعنى آيه اى كه آنچنان از صراحت برخوردار باشد كه هر نوع نفوذ ترديد را از خود براند، وقتى به چنين آياتى مراجعه مى كنيم مى بينيم خدا خود را چنين توصف مى كند: (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىء) (شورى/١١) : «براى او نظير ومانندى نيست» طبعاً
[١] مؤمنون/٢٨.
[٢] وقد استوى بشر على العراق مـن غيــر سيــف ودم مهــراق