منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٠
٢. صريح آيه اين است كه «محكمات» اساس و ريشه و به اصطلاح خود آيه «امّ الكتاب» است و مقتضاى آن اين است كه مشكل متشابهات از طريق مراجعه به «امّ الكتاب» حل مى شود و هر نوع اشتباه به وسيله آيات محكم، از آيات متشابه برطرف مى گردد و سرانجام انسان از طريق ارجاع متشابه به محكم از مفاد واقعى آن، آگاه مى گردد. نه اين كه متشابهات براى ابد در محاق ابهام باقى مى ماند و هيچ گاه خرد انسان به واقعيت آن نمى رسد. چنان كه جريان در اين نظريه چنين است.
٣. صريح آيه اين است كه افراد منحرف، پيوسته از آيات «متشابه» پيروى مى كنند چنان كه مى فرمايد: (فَيَتَّبِعُون ماتَشابَهَ مِنْهُ) از متشابهات كتاب پيروى مى كنند، لازمه پيروى از «متشابه» اين است كه آيات متشابه بايد از ظهور خاصى هر چند به صورت متزلزل و لرزان برخوردار باشد كه افراد منحرف بتوانند از آن پيروى كنند و سرانجام به مقاصد پليد خود كه همان فتنه انگيزى است، برسند و اگر مقصود از آيات متشابه، همان موضوعات خارج از حيطه فكر و خرد انسان باشد اين گونه از موضوعات فاقد ظهور بوده و در نتيجه امكان پيروى ندارند.
٤. اگر آيات متشابه را با ذات خدا، و ملك و جن و روح تفسير كنيم، در اين صورت اين نوع از متشابهات «مفرداتى» خواهند بود كه واقعيت آنها براى ما مجهول است نه «آيه» مجهول و نامعلوم.
به ديگر سخن: قرآن مى فرمايد: (وَأُخَرُ مُتَشابِهات) : يعنى بخشى از آن، آيات متشابه است بنابراين، بايد «متشابه» آيه متشابه باشد نه مفرد و آيه از مفردات و روابط خاصى تشكيل مى گردد و تمام آنچه را كه طرفداران اين نظريه، آنها را از متشابهات مى خوانند همگى يك رشته موضوعات هستند كه نمى توان آنهارا آيه خواند مگر با تأويل.