منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٥
اگر كيمياگران به دنبال «اكسيرى» هستند كه عنصرى را به عنصرى و سرانجام مس و نقره را، به طلا تبديل كنند، يك چنين «اكسير» در محيط تشريع وجود دارد و عمل صالح به ضميمه نور ايمان به خدا، در جهان «غيب» اين قدرت را دارد كه «سيئه» را به «حسنه» تبديل سازد حالا واقعيت اين تبديل چگونه است و چه مى شود كه نافرمانى، به اطاعت تبديل مى گردد، اين مطلبى است كه براى ما كه در اين نشأت زندگى مى كنيم، كاملاً مستور مى باشد و تا انسان چشم برزخى و حس اخروى پيدا نكند نمى تواند از واقعيت آن اطلاعى به دست آورد.
نمونه هايى از عمل صالح
در حالى كه مفهوم «عمل صالح» بر همگان روشن است ولى قرآن براى رفع ترديد، روى موضوعاتى انگشت نهاده و آنها را از مصاديق «عمل صالح» شمرده است آنجا كه درباره مجاهدان راه حق چنين مى فرمايد:
(...ذلِكَ بِأنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌٌ وَلا نَصَبٌ وَلا مَخْمَصَةٌ فِى سَبيلِاللّهِ وَلا يَطَئُونَ مَوطئاً يَغِيظُ الكُفّارَ وَلا ينالُونَ مِنْ عَدُوّ نَيلاً إلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ اِنَّ اللّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ المُحْسِنينَ) (توبه/١٢٠).
«در برابر تشنگى، گرسنگى، خستگى در راه خدا، كه به آنان مى رسد و يا پيمودن راهى كه كافران را به خشم در مى آورد و دست بردى كه به دشمن مى زنند، در نامه اعمال آنان «عمل صالح » نوشته مى شود، خدا اعمال «نيكوكاران » را ضايع نمى كند».
اين آيه با برشمردن نمونه هايى از«عمل صالح» و با يادآورى يك سنت