منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٣
«مانند آن گروه نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خداوند آنان را به «خودفراموشى دچار ساخت».
اين آيه به روشنى «خدافراموشى» را مايه «خودفراموشى» مى داند.
نكته آن، همان است كه يادآور شديم.
امير مؤمنانعليه السَّلام در يكى از سخنان كوتاه خود مى فرمايد:
«من نسى اللّه أنساه نفسه وأعمى قلبه».[١]
« هر كس خدا را فراموش كند، او را به خودفراموشى و كورى دل دچار مى سازد».
٣. موقعيت معلول نسبت به علت
اصولاً از نظر دلايل فلسفى، وجود معلول، جز يك وجود وابسته به علت و قائم به او چيزى نيست. و معلول، لطيف ترين و دقيق ترين وابستگى را به مقام علت دارا است، بنابراين، واقعيت «جهان امكانى» اعم از انسان و غيره، جز يك نوع تعلق و وابستگى به آفريدگار چيزى نيست.
بنابراين، اعتراف به وجود خداى يگانه و توجه به منبع كمال يك نوع اعتراف به واقعيتى است كه براهين فلسفى از آن پرده برداشته است، و الحاد و انكار خدا، و يا بى توجهى به آن، يك نوع پرده پوشى بر سيماى حقيقت به شمار مى رود.
اگر واقعاً معلول و مخلوق، جز تعلق ووابستگى مقامى و حقيقتى ندارد، آيا اعتراف به چنين تعلق، حقيقت گرايى است و يا انكار آن؟!... واگر انسان مخلوق ذات بالاتر و برتر است، توجه به چنين وابستگى كه عين واقعيت
[١] فهرست غرر الحكم، ص ٣٨١.