منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١١
به تعبير روشن تر: هر آيه ظاهرى دارد و باطنى، ظاهر آن تنزيل آن، و باطن آن، تأويل آن است و آيه از نظر معنى و مقصود، درجاتى دارد كه نخستين معناى آن براى همه مفهوم است، در حالى كه معانى ديگر آن، براى گروه خاصى كه با جهان وحى ارتباط دارند، مفهوم مى باشد و تا آنان، ارائه طريق نكنند برا ى ديگران ممكن نيست دست به چنين تأويلى بزنند اينك دو نمونه:
١. (قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوراً فَمَنْ يَأْتيكُمْ بِماء مَعين) (ملك/٣٠).
«بگو اگر آبهاى روى زمين در دل آن فرو روند، چه كسى براى شما آب گوارايى خواهد آورد؟».
معناى ظاهرى اين آيه همان است كه ترجمه گرديد، ولى همين آيه مى تواند معناى دومى كه در درون معنى نخست نهفته است و با آن نيز منافاتى ندارد، داشته باشد، و آن اين است كه بگوييم: مقصود از آب، حجت الهى است زيرا همان طور كه آب، مايه حيات مادى است، همچنين حجت خدا مايه حيات معنوى است، و مقصود از فرو رفتن آب، مرگ و رفتن حجت الهى است، و تأويل آيه اين است كه اگر يكى از حجت هاى خداوند كه بيان و فعل آنان مايه حيات معنوى است، از بين برود، چه كسى است كه براى شما حجت ديگرى بياورد.[١]
يك چنين معنى، تأويل معناى نخست است و جز فرد معصوم كه از هر نوع لغزش مصون است، كسى حق چنين تأويل را ندارد.
[١] تفسير صافى:٢/٧٢٧ و مجمع البيان:١/٢٨٤.