منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٩
آيه اى نمى شتابد و مفسر در باز گردانيدن آيه به مقصود واقعى جز از فكر و انديشه و عقيده پيشين خود، از جايى كمك نمى گيرد، و در حقيقت به جاى اين كه خود را در خدمت قرآن قرار دهد قرآن را به خدمت انديشه هاى خويشتن مى گيرد و در واقع هدف، تفسير آيه و آگاهى از مقصود خدا نيست، بلكه مقصود اقامه دليل بر انديشه قبلى است. خواه مقصود قرآن همان باشد يا نباشد.
اين همان تأويل باطل است و اين نوع تأويل بدون دليل و قرينه، اختصاص به آيات متشابه ندارد، بلكه قلمرو آن، آيات محكم را نيز مى گيرد و در طول اعصار گذشته گروه باطنيه و گروه پيشداور، با تأويل آيه هايى هر چند از نظر مدلول واضح باشند خوددارى نكرده و در اين راه به خاطر مقاصد و اغراض شخصى پيش رفته اند.
در طول اعصار اسلامى، اين نوع تأويل هاى ممنوع مايه پيدايش مذاهب و عقايدى گرديد كه اسلام از آنها بيزار بوده و در آيات محكم و احاديث روشن از چنين كار منع شده است و حديث معروف: «من فسّر القرآن برأيه...» ناظر به چنين تفسيرها و پيشداورى هايى است كه اسلام را مسخ مى كند و فاصله را ميان آيين الهى كه بر اساس اعتقاد به مبدأ و معاد استوار است، و آيين مادى كه منكر هر دو است، از بين مى برد و اسلام راستين كه مملو از معنويات و اعتقاد به ماوراى طبيعت است، سر از ماترياليسم درآورده و هر دو يكى مى شوند!
مثلاً گروه باطنيه در طول تاريخ، مرتكب تأويلات بس ناروايى در آيات قرآن شده اند كه در حقيقت منجر به انكار معاد و جهان ماوراى طبيعت شده است اين نه تنها گروه باطنيه است كه دچار چنين خبط و خطايى گرديده اند