منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٥
نادرست، از آيه هاى متشابه پيروى مى كنند، در حالى كه تأويل آن را جز خدا و راسخان در علم نمى دانند، آنان كه مى گويند ما به آيات متشابه ايمان داريم، همه از طرف پروردگار ما است و جز صاحبان خرد متذكر نمى شوند».
بررسى پانزده مورد از آيات قرآن كه لفظ تأويل در آنها وارد شده بود، ثابت كرد كه مقصود از تأويل در آنها مفاهيم ذهنى و فكرى نيست بلكه حقيقت تأويل در آنها، يك رشته حقايق خارجى، و عينيت هاى لمسى وحسى است كه مى تواند فى المثل تعبير كننده واقعيت رؤياهاى يوسف و هم زندانانش و يا بيانگر اسرار يك رشته كارهاى به ظاهر زننده هم سفرموسى، و يا روشنگر فلسفه احكامى از قبيل رعايت عدالت در كيل و وزن، باشد و در اين موارد، واقعيت هاى عينى تأويل خوانده شده است، نه يك سلسله مفاهيم ذهنى.
ولى با اين اعتراف، در اين جا سؤالى مطرح مى باشد و آن اين است كه: آيا لفظ «تأويل»در قرآن منحصراً در اين يك مورد يعنى واقعيت هاى خارجى، به كار رفته و در مورد ديگر به كار نرفته است يا اين كه لفظ «تأويل» از يك معنى وسيع و گسترده اى برخوردار است و همان طور كه در عينيت هاى خارجى به كار رفته، در مفاهيم و انديشه هاى ذهنى كه مى تواند م آل و سرانجام كلام متكلم باشد، نيز به كار رفته است؟
حقيقت اين است كه در معنى تأويل هيچ نوع خصوصيت و قيدى اخذ نشده است، اين لفظ، داراى يك معنى وسيع و گسترده اى است خواه از قبيل عينيت هاى خارجى باشد، و خواه از قبيل مفاهيم ذهنى.
لفظ «تأويل» مصدر باب «تفعيل» است كه گاهى به معنى فاعلى يعنى بازگردانيدن و گاهى به معنى مفعولى يعنى «م آل» وبازگشت و سرانجام يك شىء است. و براى تعيين مقصود و مصداق آن (كه آيا عينيت هاى خارجى