منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٤
از مطالعه مجموع آياتى كه در آنها لفظ تأويل وارد شده است مى توان گفت كه اين لفظ در موارد زير به كار رفته است:
١. واقعيت خوابها
در سوره يوسف لفظ «تأويل»در واقعيتى به كار رفته است كه خواب از آنها حكايت مى كند و به تعبير ديگر: آنچه انسان در خواب مى بيند، صورت هاى تغيير يافته و يا نيافته از يك رشته واقعيت ها و حوادث تلخ و شيرين است كه در آينده انجام مى گيرند و همانها تأويل خواب به شمار مى روند و خواب از آنها به گونه اى حكايت مى كند.
مثلاً انسانى در عالم رؤيا مى بيند كه بر اسبى سوار است و آن را به خوبى مى راند، معبران مى گويند: سوار بر اسب بودن، نشانه رسيدن به قدرت است در اين جا واقعيتى است به نام نيل به قدرت، كه واقعيت و تأويل آن خواب به شمار مى رود، و خواب از آن به گونه اى حكايت مى كند حالا خواب با آن واقعيت چه نسبتى دارد، و رابطه آن با هم چگونه است؟ فعلاً براى ما مطرح نيست تنها چيزى كه مى توانيم بگوييم، اين است كه صورت رؤيايى، صورت ذهنى تغيير يافته و احياناً تغيير نيافته يك رشته واقعيت هاى خارجى است كه در آينده تحقق مى پذيرد.
در سوره يوسف لفظ تأويل در چنين حقيقتى به كار رفته است. ما آيات را به صورت موجز نقل مى كنيم:
الف: يوسف و سجده آفتاب و ماه و ستارگان
يوسف در عالم رؤيا مى بيند كه يازده ستاره و آفتاب و ماه بر او سجده