منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٢
درونى است كه به او در مقام خشم و شهوت، جوش و خروش مى بخشد و در حريم مال و مقام، حرص و آز او را تحريك مى كند.
اگر نفس انسان موتور بدن است، عقل و خرد كه كارش سنجيدن امور، آنگاه داورى مى باشد، مانند «ترمز» است كه انسان را از كارهاى نسنجيده و لذت هاى زود گذر ولى بد فرجام باز مى دارد، و اجازه نمى دهد كه غرايز و خواسته هاى درونى انسان، به صورت يك قدرت مرزنشناس تلاش و فعاليت كنند.
يكى از اصول تربيت و مايه هاى تكامل مسأله «رجاء» و «خوف» و يا «اميد» و «ترس» است و اين دو حالت روانى مانند دو نيروى حاكم بر جهان آفرينش و يا مانند دو كانون حاكم بر وجود انسان، در حيات او كاملاً مؤثر مى باشند، نقش رجا و اميد تحريك بخشى و ايجاد تلاش، ونقش خوف و ترس، باز داشتن انسان از امور زيان بخش مى باشد.
و به تعبير دانشمندان علم اخلاق، اميد و ترس بسان دو بال پرنده است كه اگر ميان آن دو توازن و مساوات برقرار باشد، پرنده سينه هوا را مى شكافد و پرواز مى كند، و اگر فاقد يكى گرديد از پرواز وا مى ماند.
در تحريك بخشى «اميد» همين بس كه حضرت مسيح عليه السَّلام مى گويد:
پيرمردى را ديدم كه با بيل خود روى زمين كار مى كرد و زمين را شخم مى زد، از خداوند خواستم كه اميد را از دل او برگيرد، ناگهان ديدم آن پيرمرد بيل را ترك كرد و روى زمين دراز كشيد، پس از لحظاتى، از خداوند خواستم كه اميد را به دل او باز گرداند، ناگهان ديدم پيرمرد برخاست و با بيل خود مشغول كار شد، در اين موقع از او پرسيدم كه چرا كار خود را ترك كردى و بار