منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٠
قرآن چهارده قرن قبل طراح وجدان فطرى و نفس سرزنش كننده است كه در آن روزها فهم بشرى آن را بو نكرده بود و در ديگر آيات واحاديث اسلامى اين موضوع نيز مطرح شده است.
پايه توانايى وجدان
ندايى كه انسان از درون مى شنود، بانگى كه از ضمير باطن او برمى خيزد، نداى وجدان است. و راهنماى پند دهنده و سرزنش گرى كه گاهى تحسين و گاهى سرزنش مى كند، خود وجدان مى باشد، واين نيروى دراكه هيچ گاه ساكت و آرام ننشسته و هر چه هم انسان بخواهد خود را از چنگال او برهاند، انجام نمى گيرد و به قول حافظ:
در انـدرون مــن خستـه دل نـدانم كيسـت؟ *** كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
آفريدگار جهان براى هدايت و راهنمايى بشر به سعادت، و بازدارى او از عوامل شقاوت و بدبختى، معلم ها و آموزگاران متعددى برانگيخته و هر كدام در قلمرو خاصى، انجام وظيفه مى كنند، از چراغ پرفروغ عقل و خرد گرفته تا برسد به اختران تابناك آسمان نبوت و امامت، تا به علما و دانشمندان در جامعه تا به نداهاى غوغا آفرين فطرت ووجدان كه همگى در فراز و نشيب هاى زندگى دست انسان را مى گيرند و راه سعادت وخوشبختى را به او ارائه نموده و از گرايش به عوامل بدبختى باز مى دارند.
قرآن مجيد درباره اين نعمت اخير الهى چنين مى فرمايد: