منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٥
قاره ها و اقوام و ملل شنيده مى شود، نمى توان محصول تربيت هاى اجتماعى و شرايط اقتصادى، و يا نتيجه سياستها و تبليغات و دستگاههاى تبليغى دانست، زيرا اقوام و ملل جهان، هيچگاه در پوشش تربيت واحدى و يا سياست معينى و يا اقتصاد خاصى نبوده بلكه پيوسته با شرايط گوناگونى از نظر اقتصاد و سياست و تربيت، روبرو بوده است، با وجود اين، چنين دركى در زواياى ضمير تمام افراد بشر، وجود دارد و همگى مى گويند: خيانت به امانت و پيمان شكنى، زشت، تجاوز به حقوق ديگران، بد است. از اين جهت بايد آن را نشانه فطرى و آفرينشى بودن چنين نداها و داوريها دانست.
يك انديشه وارداتى كه عوامل خاصى آن را در انسان پديد مى آورد، نمى تواند از چنين گستردگى برخوردار باشد.
در برابر آن، يك رشته اعمالى داريم كه اكثريت عظيمى، آن را زشت مى دانند در حالى كه در ميان گروه ديگرى چنين نيست. مثلاً ازدواج با محارم كه همه شرايع آسمانى بر تحريم آن اتفاق نظر دارند و در ميان پيروان كتابهاى آسمانى از زشتى خاصى برخوردار است ولى در عين حال، در نزد گروهى فاقد چنين زشتى است و عمل نكوهيده شمرده نمى شود، و اگر زشتى چنين عمل، فطرى و نهادى بود، هرگز انسانها درباره آن، اختلاف نظر پيدا نمى كردند. از اين جهت مى توان گفت: زشتى چنين عملى. ريشه فطرى در وجود انسان ندارد و اگر هم به صورت يك امر فطرى نما در آمده است به خاطر تذكرات پياپى ووضع تبليغى شرايع آسمانى است كه زشتى آن را در درون ما جاى داده است و اگر چنين عاملى در كار نبود هرگز به اين صورت منفور و زشت قلمداد نمى شد.
روى اين بيان بايد گفت: براى تميز اين دو نوع ادراك بايد اولى را