منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٢
مى دهد، و مى گويد:
(وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبلاًّ كَثِيراً أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ) (يس/٦٢).
«شيطان گروه زيادى را گمراه ساخته است، چرا نمى انديشيد؟».
٢. هوى و هوس
غرايز و احساسات، مايه بقاى زندگى انسان است، و اگر از زندگى انسان حذف گردند، انسان نابود مى شود، ولى در عين حال اگر تعديل نشوند، و حد و مرز آنها مشخص نگردد، و انسان بازيچه غرايز مرز نشناس خود شود، باز نابود مى گردد، قرآن در اين مورد مى فرمايد:
(...وَلا تَتَّبِِعِ الهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبيلِ اللّهِ...) (ص/٢٦).
«از هوى و هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا باز مى دارد».
از نظر قرآن گروهى كه زمام زندگى خود را به دست نفس وخواست هاى تعديل نشده او بدهند، پرستش گران هوى و هوس هستند كه آن را معبود خود قرار داده اند چنان كه مى فرمايد:
(أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ...)(جاثيه/٢٣).
«آيا ديدى كسى را كه هوس هاى خود را خداى خود قرار داده است».
در حقيقت هوى و هوس همان غرايز و احساسات حيوانى است كه براى آن حد و مرزى نباشد و اگر از طريق فرد و يا شرع محدود و مرزبندى گردند، نه تنها هوى و هوس نيست، بلكه مايه بقاى زندگى است.
٣. دوست ناباب
دوست يابى و زندگى با هم نوع و هم سال و هم فكر، براى انسان يك