منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥
در نوع اول با مبدأ ضلالت بودن نوع دوم متفاوت است كه در اثناى بحث روشن مى شود.
اسباب گمراهى بر دو نوع است
١. چيزى كه هدايت و ضلالت (هر دو ) به آن نسبت داده مى شوند، مانند خدا و قرآن.
٢. چيزى كه فقط ضلالت به آن منتسب مى گردد.
اينك تفسير هر دو نوع:
قرآن در حالى كه خدا را سرچشمه هدايت مى خواند، و هدايت ديگر عوامل را، وابسته به اراده و خواست او تلقى مى كند، در عين حال، گاهى ضلالت و گمراهى را نيز به خود خدا نسبت مى دهد، و در يك آيه او را مبدأ هر دو كار مى شمرد، آنجا كه مى فرمايد:
(...فَيُضِلُّ اللّهُ مَنْ يَشاءُ وَيَهْدِى مَنْ يَشاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الحَكيمُ) (ابراهيم/٤).
«هر كس را بخواهد هدايت مى كند، و هر كس را بخواهد گمراه مى سازد و او است قدرتمند و حكيم».
توصيف خدا در آخر آيه به «عزيز» و «حكيم» اشاره به قدرت او به هر دو كار است، و نيز اشاره به اين است كه مشيت و خواست او درباره هر كس، حكيمانه است، و كار او دور از هر نوع عوامل غير حكيمانه مى باشد، و حكيم كسى است كه هر كارى را به مورد خود انجام مى دهد.
عين اين مطلب نيز در مورد قرآن حكم فرما است زيرا قرآن در حالى كه براى مؤمنين، شفا و رحمت است، براى ستم گران مايه خسارت و زيان