منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٣
مى سازد و او اين تمايلات و احساسات را در هيچ مكتبى، جز مكتب خلقت نياموخته است، در اين صورت چگونه مى توان گفت: انسان پيراسته از هر نوع خصوصيت و تمايلى ازمادر زاييده مى شود، و هر نوع قيد و بند روحى كه پيدا مى كند، آن را از طريق اختيار و اراده كسب مى نمايد.
٢. از آنجا كه غرايز و تمايلات درونى به صورت زمينه در انسان موجود است، هرگز از انسان سلب اختيار و آزادى نمى كند. به گواه اين كه انسان مى تواند براى مدتى غرايز خود را سركوب كند. مثلاً با داشتن حس علم و كنجكاوى، دنبال تحقيق نرود، و با بودن حس اخلاق و ميل به نيكى، دنبال كار زشت و بد برود.
اين نوع تمايلات در انسان كشش ملايمى براى انجام امورى كه مورد درخواست آنها است، ايجاد مى كند.
ولى در عين حال، اراده وخواست انسان بالاتر از تمام غرايز است و او در سايه اختيار فطرى، مى تواند زمام زندگى را به دست گيرد. و به هر طرف خواست پيش برود.
گاهى انسان روى ملاحظاتى، تمايلات درونى را بر ديگر مسايل مقدم مى دارد، و به خاطر جهات خارجى، تسليم آنها نمى شود. خلاصه آزادى انسان در گرو انكار غرايز و احساسات ذاتى انسان نيست، بلكه در تثبيت اراده مستقل و خواست اصيل انسانى است.
آياتى كه در قرآن به فطرى بودن دين و مذهب بلكه به وجود وجدان طبيعى در انسان گواهى مى دهند فراوان است وغالب خوانندگان گرامى با اين آيات آشنايى دارند، مانند آيات ياد شده در زير:
١.(فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللّهِ الّتى فَطَرَ النّاسَ