منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧١
وَظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُون) (توبه/٣٥).
«روزى كه طلاها و نقره هاى به گنج كشيده شده در آتش دوزخ بر افروخته مى شوند و پيشانى و پهلو و پشت گنج كنندگان داغ مى شود(گفته مى شود) اين آتش، همان است كه براى خود اندوخته بوديد پس نتيجه كار خود را (جهان طبيعت) بچشيد».
اين آيه حاكى است كه يك عمل در اين جهان به صورتى و در سراى ديگر به صورت ديگر تجسم پيدا مى كند. در اين جهان به صورت گنج و طلا و نقره فريبنده كه عقل و هوش از سر دنيا خواهان مى برد، و در جهان ديگر خود را به شكل آتش برافروخته نشان مى دهد.
تصديق اين مطلب براى كسانى كه با معارف قرآن آشنايى دارند، و يا بر اثر تهذيب نفس و تصفيه باطن، چشم برزخى پيدا كرده اند بسيار سهل و آسان است.
امير مؤمنان عليه السَّلام در توضيح اين حقيقت مثلى دارد كه آن را يادآور مى شويم:
عربى استخوان مشركى را كه از لاى خاك بيرون افتاده بود، به حضور امام آورد وگفت: به عقيده ما، كافران و مشركان پس از مرگ به آتش الهى معذبند، در حالى كه من به اين استخوان دست مى زنم كاملاً سرد است.
امام فرمود آهن (چخماق) و سنگى بياورند، آنگاه امام هر دو را گرفت و بهم زد، و آتشى از ميان آن جهيد. سپس به آن مرد عرب گفت كه دست خود را روى آهن و سنگ بگذار او دست خود را روى آنها نهاد.
آنگاه فرمود: آيا از اين دو، حرارت آتش را احساس مى كنى؟ گفت: نه.