منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٢
٢. احتمال دوم اين كه مقصود از «دين» شريعت، و به تعبير ديگر: اصول و فروع آيين است[١] و مقصود از اخلاص در دين اين است كه در مورد خدا، آن هم مسأله مربوط به عبادت غير او را نپرستيم و تنها او را بپرستيم و در حقيقت اين نوع آيات مربوط به توحيد در عبادت خواهد بود و اين كه بايد تنها او را پرستش كرد، نه غير او را، و نه او را به ضميمه ديگرى ولى ناگفته روشن است كه اين معنا نسبت به معنى نخست، چندان روشن نيست زيرا چنين معنا بستگى دارد كه «دين» را به معنى «ملت» و شريعت يعنى مجموع اصول و فروع بگيريم آنگاه هدف از آن مجموع، تنها اصول و هدف از اصول مسأله توحيد در عبادت باشد و يك چنين معنى به خاطر نياز به واسطه دور از فهم عرفى است.
از نظر اين گونه آيات ناظر به همان توحيد در «اطاعت»است كه مشركان فاقد آن بودند و به توحيد در عبادت، ويا پيراستگى از ريا و نفاق ارتباط ندارد و هر چند بسيارى از فقها با اين گروه از آيات بر لزوم پيراستگى عبادت از «ريا» استدلال كرده اند.
از اين بيان روشن مى گردد كه معنى مناسب «دين» در بسيارى از آيات همان اطاعت است و تفسير دين به معنى اصول، به ويژه آنچه مربوط به ذات خدا، يا صفات و يا عبادت او است خالى از ابهام نيست، مانند:
(يا أَهْلَ الكِتابِ لا تَغْلُوا فِى دِينِكُمْ وَلا تَقُولُوا عَلى اللّهِ إِلاَّ الحَقَّ إِنَّمَا الْمَسيحُ عِيسَى ابنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ...)(نساء/١٧١).
«اى پيروان كتاب، در «دين»(اطاعت) از حد اعتدال بيرون نرويد و بر خدا جز حق چيزى نگوييد. مسيح، فرزند مريم رسول خدا است».
[١] راغب مى گويد: يك چنين استعمال، استعمال مجازى است.