منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٩
١. نظريه اگوست كنت
اگوست كنت، حقيقت را براى يك فرد چنين تعريف مى كند و مى گويد: هرگاه انديشه اى با ديگر انديشه ها سازگار باشد، چنين انديشه اى حقيقت، در غير اين صورت يعنى در صورتى كه انديشه اى با انديشه هاى ديگر ناسازگار باشد، خطا و غلط خواهد بود.
وى حقيقت را براى يك اجتماع چنين توصيف مى كند: هرگاه مردم يك زمان انديشه اى را بپذيرند و در آن اتفاق كلمه پيدا كنند، آن انديشه حقيقت خواهد بود، واگر پس از مدتى انديشه ها عوض گردد و مردم آن زمان خلاف انديشه نخستين را بپذيرند در اين صورت، حقيقت همان انديشه دومى خواهد بود.
مثل فرضيه بطلميوس قرنها حقيقت بود، زيرا علما و دانشمندان شرق وغرب آن را پذيرفته بودند.
و پانزده قرن كه فرضيه بطلميوس سيطره خود را بر افكار جهانيان حفظ كرده بود، برخى از افراد مانند ابوريحان بيرونى و يا شيخ بهايى با آن مخالفت مى كردند امّا چون اين مخالفت جزئى بود ضررى به حقيقت بودن نمى زد آنگاه كه گاليله آمد، ونظريه را عوض كرد و دانشمندان با او موافقت كردند، نظريه نخست در عداد نظريه هاى غلط و نظريه دوم در جرگه حقيقتها درآمد.
انتقاد از اين نظريه
در اين نظريه پذيرش اذهان يك جامعه اين توان را دارد كه بر انديشه انسانى تا روزى كه مورد پذيرش انسانها است، جامه حقيقت بپوشاند، و روزى