منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٨
باشد، عكس هاى متعددى بر مى دارد و هر يك از اين تصويرها مرحله خاصى از تكامل پديده را نشان مى دهد و تنها نسبت به آن صادق و منطبق است ولى نسبت به حالات ديگر احتياج به عكس هاى ديگر داريم.
و به ديگر سخن، اعتقاد به دگرگونى در طبيعت، مانع از آن نيست كه صور ذهنى ما نسبت به يك مرحله از پديده صادق باشد، نه نسبت به مراحل گذشته.
طبيعت متغير است نه قوانين حاكم بر آن
از اين گذشته آنچه متغير و دگرگون مى گردد، همان خود طبيعت است، نه قوانين حاكم بر آن، اگر متعلق ادراك ما صفات پديده وحالات متبدل آن باشد جا دارد كه گفته شود براى صورت ذهنى، موضوعى در خارج نيست تا شما صورت ذهنى را با آن تطبيق كنيد زيرا تا شما بياييد صورت ذهنى را بر آن تطبيق كنيد خارج عوض شده و موضوع از بين مى رود ولى اگر متعلق علم ما، قوانين حاكم بر طبيعت باشد، هرگز حركت و دگرگونى در قوانين راه ندارد، و با دگرگونى موضوع، قوانين حاكم بر طبيعت عوض نمى شود مثلاً حركت و حاصل ضرب هفت در هفت مطلقا، ٤٩ و سه زاويه مثلث پيوسته ١٨٠ درجه بوده و مى باشد و خواهد بود و ما در علوم، بيشتر با قوانين سر وكار داريم نه با مصاديق و جزئيات متغير.
اكنون كه با نظريه واقع گرايانه قرآن و فلسفه اسلامى درباره حق و باطل آشنا شديم شايسته است با برخى از نظريات معروف در ميان دانشمندان غرب نيز آشنا شويم.