المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٤٩ - فصل مبحث ترخيم
|
( ألقا طنات البيت غير الرّيّم) |
أو الفا مكّة من ورق الحمى |
ترجمه و شرح
مصنّف گويد:
پس در « ثمود » بنابر وجه اوّل بگو يا ثمو و بنابر وجه دوّم بگو يا ثمى (با ياء).
شارح گويد:
قبلا گفتيم در مناداى مرخّم دو وجه جايز است:
الف: آنكه محذوف را در نيّت مىگيريم.
ب: آنكه آنرا در نيّت نمىگيريم.
اكنون مىگوئيم:
در كلمات: ثمود، علاوه، كروان بنابر وجه اوّل بايد بگوئيم:
يا ثمو (با واو) و يا علاو (بفتح واو) و يا كرو (بابقاء واو مفتوحه).
و در جعفر و منصور و حارث لازم است بگوئيم:
يا جعف (با فاء مفتوحه) و يا منص (با صاد مضموم) و يا حار (با راء مكسوره).
و بنابر وجه دوّم لازمست در كلمه « ثمود » يا ثمى با ياء منقلب از واو گفته شود زيرا وقتى محذوف يعنى « دال » در نيّت گرفته نشود « واو » در مرتبه آخر قرار مىگيرد و چون در كلمات عرب اسم معربى كه آخرش واو ما قبل مضموم باشد وجود ندارد غير از اسماء ششگانه (ابوه، اخوه، هنوه، فوه، حموه، ذو) لاجرم لازم شد واو را بياء قلب كنيم تا بدين ترتيب كلمه از شذوذ به درآيد.
و بنابراين وجه (وجه دوّم) در (كروان) بگو يا: كرا (بقلب واو به الف زيرا واو متحرّك ما قبل مفتوح قلب بالف مىشود).
و در جعفر بايد بگوئيم: يا جعف (بضمّ فاء) چنانچه در حارث نيز بايد يا حار گفته شود زيرا مناداى مفرد معرفه مبنى برضمّ است.
مصنّف گويد:
در مثل « مسلمه » بضمّ ميم وجه اوّل را لازم بدان و در نظير « مسلمه » بفتح ميم هردو وجه را تجويز كن.
شارح گويد:
منظور از وجه اوّل نيّت گرفتن محذوف است و حاصل مراد اينست كه:
در كلمهاى كه تاء تأنيث به منظور فرق بين مذكّر و مؤنّث آورده ميشود همچون