المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٦٠ - فصل مبحث تحذير
مصنّف گويد:
مگر با عطف يا تكرار همچون: الضيغم الضيغم يا ذا السّارى.
شارح گويد:
منظور اينست كه در موردى كه تحذير بغير لفظ « ايّا » است گفته شد استتار فعل واجب نيست بلكه اظهار و استتار هردو جايز است. اكنون مىگوئيم:
اين حكم در دو مورد استثناء شده و در ايندوجا استتار فعل واجب است و آنها عبارتند از:
الف: آنكه در تحذير بغير ايّا از عاطف استفاده شده باشد مانند:
ماز رأسك و السّيف (اى مازن سرت را از شمشير دور كن).
كلمه « ماز » مناداى مرخّم بوده و تقديرش: يا مازن مىباشد و شاهد در اينست كه چون واو عاطفه در كلام آمده با اينكه تحذير به غير « ايّا » صورت گرفته معذلك ناصب واجب الاستتار است و تقدير: بعّد رأسك من السيف مىباشد.
ب: آنكه در تحذير بغير ايّا محذّر منه تكرار شده باشد مانند:
الضيغم الضيغم يعنى الاسد الاسد (شير، شير).
كه تقدير آن چنين است: بعّد نفسك من الاسد.
پس فعل واجب الاستتار « بعّد » است زيرا محذّر منه يعنى « الضيغم » تكرار شده.
تنبيه
شارح گويد:
در باب تحذير بطور مطلق چه از لفظ « ايّا » استفاده شود و چه با غير آن اين معنا صورت بگيرد غالبا و شايع اينست كه مخاطب را مورد تحذير قرار داده و وى را برحذر مىدارند ولى گاهى ندرتا غير مخاطب را نيز مورد تحذير قرار مىدهند چنانچه مصنّف گفته است:
و ايّاى شاذّ و نادر است و شاذّتر از آن « ايّاه » مىباشد و كسى كه آنرا قياسى دانسته از طريق صواب بدور افتاده است.
شارح گويد:
مقصود اينست كه متكلّم را مورد تحذير قرار دادن شاذ و نادر بلكه غير قياسى است مانند اينكه بگويند: ايّاى و الشرّ يا ايّاى و ان يحذف احدكم الارنب (دور كن من را