المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٣٢ - فصل مبحث مناداى مندوب ندبه و تعريف آن
حاصل مراد مصنّف اينست كه: شكل و حركتى كه در آخر مناداى مندوب مىباشد لازم است كه حرف همجنس با آن پهلويش قرار گيرد مثلا اگر آخر مندوب را كسره داديم بايد الف ندبه را به ياء قلب كرده و در صورتى كه حركت ضمّه باشد الف بواو منقلب مىشود.
البتّه ناگفته نماند آنچه گفته شد در صورتى است كه اگر فتحه و الف در مناداى مندوب باقى بماند موجب لبس و اشتباه شوند مانند:
وا غلامكى (در مناداى مفرد مؤنّث مخاطب).
وا غلامهو (در مناداى مفرد مذكّر غائب).
وا غلامكموا (در مناداى جمع مذكّر مخاطب).
چه آنكه در مثال اوّل اگر الف را به ياء قلب نكرده و بحالت خود باقى گذارده و بگوئيم: وا غلامكا، بتوهّم مىآيد كه « غلام » به كاف خطاب يعنى مفرد مذكّر مخاطب اضافه شده در حالى كه بمفرد مؤنّث مخاطبه اضافهاش نموديم.
و در مثال دوّم اگر آنرا به واو قلب نكنيم و بگوئيم: وا غلامها، بتوهّم مىآيد كه « غلام » به هاء غيبت يعنى مفرد مؤنّث غائب اضافه شده در حالى كه آنرا به مفرد مذكّر غائب اضافه نمودهايم.
و در مثال سوّم اگر غلامكما بگوئيم اينطور توهّم مىشود كه « غلام » به تثنيه اضافه شده و حال آنكه آنرا به جمع مذكّر مخاطب اضافه كردهايم.
مصنّف گويد:
و اگر اراده وقف داشتى پس هاء سكت را به منادى اضافه كن.
شارح گويد:
البتّه نبايد « هاء سكت» را در حال وصل به منادى ملحق نمود و اينكه شاعر در بيت ذيل مرتكب آن شده شاذ و برخلاف قاعده است:
|
الا يا عمرو عمرواه |
و عمرو بن الزّبيراه |
يعنى: آگاه باش ندبه مىكنم برتو اى عمرو اى عمرو اى عمرو پسر زبير.
شاهد در الحاق « هاء سكت» است در حال وصل به « عمرو » و « زبير ».
مصنّف گويد:
و اگر خواستى پس « مدّ » كفايت كرده و هاء را اضافه مكن.
شارح گويد: