المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٢٦ - فصل مبحث مناداى مندوب ندبه و تعريف آن
و سرزنش مىكنند و وى نيز بخاطر آنكه عذرى براى ندبه ندارد كه سامعين آنرا بپذيرند لاجرم همچنان در مقابل ملامت ايشان محكوم باقى ميماند.
و امّا اسم مبهم همچون: اىّ، اسم جنس مفرد و اسم اشاره، اين كلمات همان طورى كه مصنّف بيان نمود مورد ندبه قرار نمىگيرند.
سپس مصنّف گويد:
موصول را با صلهاى كه به آن مشهور شده مورد ندبه قرار مىدهند مانند « بئر زمزم» كه پهلوى « وامن حفر» قرار بگيرد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: موصول اگرچه از مبهمات بحساب مىآيد و طبق آنچه پيشتر گفته نشد نبايد آنرا مندوب قرار داد ولى اگر داراى صلهاى بوده كه بواسطهاش ابهام موصول زائل مىگردد همچون حفر چاه زمزم كه مشهور است بدست حضرت عبد المطلب صورت گرفته لذا اگر از عبد المطلب به موصول تعبير آورده و بعد از آن « حفر بئر زمزم» را بعنوان صله قرار داده و بگوئيم:
و امن حفر بئر زمزماه (اى كسى كه كنده است چاه زمزم را) جائز بوده و اشكالى ندارد چه آنكه عبارت مذكور به منزله آنست كه بگوئيم: وا عبد المطّلباه.
پس همان طورى كه اين مندوب صحيح است و اشكالى ندارد معادل آن نيز كه شرحش داده شد ايرادى نبايد داشته باشد.
مصنّف گويد:
آخر مناداى مندوب را به « الف » وصل نما.
شارح گويد:
مراد اينست كه ابتداء آخرين حرف منادى را مفتوح كرده و سپس بعد از آن الف بياور مانند آنچه در قول جرير بن عطيّة بن خطفى آمده:
|
حمّلت امرا عظيما فاصطبرت له |
و قمت فيه بامر اللّه وا عمرا |
يعنى: ياد كرده شدى امر عظيمى را (مقصود امر خلافت است) پس برمتحمّل شدن آن صبر كردى و بامر خدا در آن ايستادى اى عمر.
شاهد در « وا عمرا» است كه مناداى مندوب بوده لذا ابتداء آخرين حرفش كه « راء » باشد مفتوح گرديده و سپس الف بآن ملحق گرديده.
يونس اجازه داده است كه الف مزبور را به صفت مناداى مندوب وصل كنند