المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٤٤ - «بل» و حكم آن
مثال نفى همچون:
لم اكن فى مربع بل تيها (نيستم در بارانى كه در فصل بهارى مىآيد بلكه در بيانى كه راه بجائى نمىبرد مىباشم).
شاهد در « بل » است كه پس از نفى يعنى « لم اكن» قرار گرفته است همان طورى كه « لكن » پس از آن واقع ميشود.
مثال نهى مانند:
لا تضرب زيدا بل عمروا (نزن زيد را بلكه عمرو را بزن).
شاهد در « بل » است كه بعد از نهى يعنى « لا تضرب» قرار گرفته همان طورى كه « لكن » بعد از آن واقع ميشود.
مصنّف گويد:
بواسطه « بل » نقل بده حكم اوّل را براى دوّم در خبر مثبت و امر صريح.
شارح گويد:
مقصود و منظور اينست كه:
حكم « بل » آنست كه در خبر مثبت و امر صريح و آشكار حكم اوّل يعنى معطوف اليه را به دوّم يعنى معطوف نقل مىدهد مانند:
قام زيد بل عمرو (ايستاد زيد بلكه عمرو ايستاد).
شاهد در « بل » است كه در جمله خبريّه مثبت واقع شده لذا حكم « زيد » كه قيام باشد را به عمرو نقل داده است.
و مثل:
اضرب زيدا بل خالدا (بزن زيد را بلكه خالد را بزن).
شاهد در « بل » بوده كه بعد از امر صريح يعنى « اضرب » آمده لذا حكم وجوب ضرب را از « زيد » به « خالد » نقل داده است.
مبرّد نحوى اجازه داده است كه « بل » در غير ايندو مورد نيز حكم اوّل را به دوّم نقل دهد.
قوله: و اتبعها بمفرد: ضمير مؤنّث در « اتبعها » به « لكن » راجع است و منظور آنست كه بعد از « لكن » كلمه مفرد بياور.
قوله: و خالف ابن سعدان فى الاوّل: مقصود از « الاوّل » وقوع « لا » بعد از نداء مىباشد.
قوله: بعد مصحوبيها: ضمير مؤنّث به « لكن » راجع بوده و مراد از « مصحوبين » نفى