المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٨٧ - دوم از توابع تأكيد و احكام آن
كلا) و (كلتا) و (جميعا) قال المصنّف: و أغفلها أكثر النّحويّين، و نبّه سيبويه على أنّها بمنزلة كلّ، معنى و استعمالا، و لم يذكر لها شاهدا من كلام العرب. و ائت (بالضّمير) المطابق (موصلا) بهذه الأربعة، ك:
|
هم جميعهم لقوهم كلّهم |
و الدّار صارت كلّها محلّهم |
ترجمه و شرح
دوّم از توابع تأكيد و احكام آن
شارح گويد:
به توكيد، تأكيد نيز گفته ميشود و آن طبق تعريفى كه مصنّف در شرح كافيه نموده عبارتست از تابعى كه بواسطه آن بيان مىكنند از متبوع ظاهرش اراده شده است.
مصنّف گويد:
بواسطه « نفس » يا « عين » اسم تأكيد مىشود در حالى كه هركدام از ايندو با ضميرى بوده كه با مؤكّد مطابقت دارند.
شارح گويد:
مقصود اينست كه به واسطه نفس يا عين كه به معناى ذات هستند اسم را تأكيد معنوى مىنمايند و اين تأكيد مقتضى تقرير و تثبيت متبوع مىباشد.
البتّه بايد توجّه داشت كه بايندو ضميرى كه با مؤكّد (بفتح كاف) در افراد و تذكير و فرع ايندو مطابق است متّصل مىگردد مانند:
جاء زيد نفسه متيّما بهند نفسها.
( آمد زيد خودش، زيدى كه به خود هند نه ديگرى عشق ورزنده بود).
در اين مثال « نفسه » و « نفسها » زيد و هند را تأكيد كردهاند و چنانچه مشاهده مىكنيم در اوّلى ضميرى به « نفس » متّصل شده كه با زيد در افراد و تذكير مطابقت نموده و به دوّمى ضميرى متّصل شده كه با هند در افراد و تأنيث تطابق دارد.
مصنّف گويد:
نفس و عين اگر تابع براى غير مفرد باشند آنها را بروزن « افعل » جمع ببند تا از لغت تبعيّت كرده باشى.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر لفظى را كه غير مفرد است همچون تثنيه يا جمع بخواهيم