المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٦٣ - مبحث ابنيه مصادر
مصنّف گويد:
و آنچه برخلاف اوزان گذشته آمده از باب نقل بوده و از اهل لسان اينطور شنيده شده است همچون: سخط و رضا.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر گفته شود:
در كلمات و عبارات اهل لسان بسا مصادرى شنيده ميشود كه برخلاف آنچه گفته شد مىباشند مثلا سخط و رضى مكسور العين و لازم مىباشند لذا طبق گفته سابق مىبايد مصدرشان بروزن فعل آيد در حالى كه اينطور نبوده و سخط (بضم سين و سكون خاء) و رضىّ (بكسر راء و فتح ضاد) مىباشد.
در جواب گوئيم:
قاعده همان است كه گفتيم ولى در عين حال كلماتى از عرب شنيده شده كه برخلاف قاعده مذكور آمدهاند، اين نوع كلمات سماعى بوده و همان طورى كه از اهل لسان به سمع رسيده بايد استعمال شوند مانند كلمات: شكور و شكران، ذهاب، سخط، رضىّ، بلجه و بهجت و شبع و حسن كه مصادر شكر و ذهب و سخط و رضى و بلج و بهج و شبع و حسن مىباشند.
مصنّف گويد:
مصدر غير ثلاثى مجرّد قياسى است همچون: قدّس كه تقديس مىباشد.
شارح گويد:
توضيح مراد مصنّف اينست كه مصادر افعال غير ثلاثى مجرّد قياسى هستند به اين شرح:
مصدر قياسى « فعّل » صحيح اللّام يعنى باب تفعيل بروزن تفعيل بوده و معتلّ اللّامش بروزن تفعله مىباشد.
مانند: صرّف كه تصريف شده و وفّى توفيه مىگردد.
و مصدر قياسى « افعل » صحيح العين يعنى باب افعال بروزن افعال بوده و معتلّ العينش نيز برهمين وزن آمده منتهى حركت عين را به فاء الفعل نقل داده عين به الف منقلب ميشود و سپس آنرا حذف كرده و عوض آن تاء در آخرش مىافزايند مانند:
اكرم كه اكرام شده و اقام اقامة مىگردد.
و مصادر قياسى « تفعّل » يعنى باب تفعّل بروزن تفعّل و استفعل يعنى باب