المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٦٤ - مبحث ابنيه مصادر
استفعال بروزن « استفعال » مىآيد.
لازم بتذكّر است كه اين باب يعنى (باب استفعال) در صورت معتل بودن فعل همچون باب افعل مىباشد.
مصنّف مثال آنچه ذكر شد را چنين ذكر نموده:
مانند: قدّس كه تقديس مىشود و زكّه تزكيه شده و اجمل اجمال بوده و تجمّل تجمّل مىباشد و استعذ، استعاذة و اقم، اقامه مىگردد.
شارح گويد:
و اعن نيز اعانة مىباشد.
سپس مصنّف گويد:
غالبا بمصدر اخير (اقام، اقامة و امثال آن) لازمست تاء ملحق گردد.
شارح گويد:
و بطور ندرت ديده شده كه از تاء عارى و برهنه مىباشد همچون فرموده حقتعالى: و اقام الصلوة.
قوله: كشكور و شكران: فعل آن شكر يعنى مفتوح العين بوده و على القاعده مصدرش بايد شكور باشد نه شكران.
قوله: ذهاب: فعل آن ذهب يعنى مفتوح العين بوده و همان طورى كه گفتيم مصدرش بايد ذهوب باشد نه ذهاب.
قوله: و كسخط و رضى: فعل آن « سخط » بكسر عين الفعل بوده و به معناى خشم گرفت و طبق قاعده مذكور مصدرش مىبايد « سخط » بفتح سين و خاء باشد و همچنين است « رضى ».
قوله: بلجة: فعل آن « يلج » بفتح عين الفعل بوده به معناى روشن شد صبح و بنابر قاعده مذكور مصدرش مىبايد بروزن « فعول » آيد نه « بلجة » بضم باء يا به فتح آن.
قوله: بهجة: فعل آن « بهج » بكسر عين الفعل بوده به معناى شادمان شد و طبق قاعده مذكور مصدرش مىبايد بروزن « فعل » بيايد.
قوله: شبع: فعل آن « شبع » بكسر عين الفعل بوده به معناى سير شد و طبق قاعده مذكور مصدرش مىبايد بروزن « فعل » بيايد.
قوله: حسن: فعل آن « حسن » بضمّ عين الفعل بوده به معناى نيكو شد و بنابر قاعده مذكور مصدرش مىبايد بروزن « فعوله » بيايد.