المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٧ - آراء در«لبى»
شاهد در « حين » است كه بجمله اسميّه « الحجّاج امير» اضافه شده.
پس از آن مصنّف گويد:
آنچه مانند اذ جارى مىشود را مىتوانى مبنى برفتح خوانده يا اعرابش دهى.
شارح گويد:
مقصود اينست كه در اسمائى كه جارى مجراى « اذ » هستند همچون « حين » دو وجه جايز است:
الف: بناء برفتح.
ب: آنكه معرب آورده شوند.
امّا وجه بناء برفتح اينست كه آنرا بر « اذ » حمل مىكنيم چه آنكه « اذ » مبنى است لذا مناسب آنست كه اسم جارى مجراى آن نيز مبنى باشد.
و امّا اينكه مبنى برفتح خوانده ميشود جهتش آنست كه فتح اخفّ حركات مىباشد.
و امّا وجه اعراب وجهش آنست كه اصل در اسم آنست كه معرب باشد.
سپس مصنّف گويد:
ولى اسمى كه جارى مجراى « اذ » بوده در صورتى كه قبل از فعل مبنى بيايد مبنى بايد باشد.
شارح گويد:
فعل مبنى مانند: ماضى يا مضارعى كه مقرون به يكى از دو نون جمع مؤنّث غائب و جمع مؤنّث حاضر باشد مانند آنچه در قول اعشى آمده:
|
على حين الهى النّاس جلّ امورهم |
فندلا زريق المال ندل الثعالب |
يعنى: در هنگامى كه عظيمترين امور مردم ايشان را بخود مشغول سازد پس اى قبيله زريق از ايشان اموالشان را بدزديد همان طورى كه روباه مرغ و خروس را مىربايد.
شاهد در « حين » است كه قبل از « الهى » قرار گرفته و چون آن فعل ماضى است لاجرم « حين » مبنى برفتح خوانده شده.
قوله: اسميّة كانت او فعليّة: ضمير در « كانت » به جمله راجع است.
قوله: و اذكروا اذ كنتم قليلا: آيه (٨٦) از سوره اعراف.
قوله: اذ كنتم قليل: آيه (٢٦) از سوره انفال.
قوله: و أنتم حينئذ تنظرون: آيه (٨٤) از سوره واقعه.