المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٥٦ - تتمه بحث در اسم تفضيل
« الصوم » است اجنبى از موصوف يعنى ايّام مىباشد زيرا ضميرى بآن متّصل نيست كه به ايّام برگردد و همانطور كه ملاحظه مىكنيم صوم را به دو اعتبار در نظر گرفته كه بنابر اعتبارى برخودش تفضيل دادهايم لذا عمل رفعى كه « احب » در الصوم نموده نادر نبوده بلكه شايع و كثير مىباشد.
و نظير:
ما رأيت رجلا احسن فى عينه الكحل منه فى عين زيد (نديدم مردى را كه در چشمش سرمهاى نيكوتر از سرمهاى كه در چشم زيد است باشد).
در اين مثال « احسن » در « الكحل » عمل رفع نموده و چون خصوصيّات ياد شده در آن هست اين عمل نادر و قليل نبوده بلكه شايع مىباشد.
سپس شارح گويد:
اصل و قاعده آنست كه اسم ظاهر مذكور بين دو ضميرى واقع شده باشد كه اوّلى راجع به موصوف بوده و دوّمى به اسم ظاهر برگردد چنانچه در دو مثال فوق ملاحظه شد چه آنكه در مثال اوّل « الصوم » بين « فيها » و « منه » واقع است و در مثال دوّم « الكحل » بين « فى عينه» و « منه » قرار گرفته است.
و گاهى ضمير دوّم حذف شده و كلمه « من » در عبارت آورده مىشود اعمّ از آنكه آن را برسر اسم ظاهر داخل كرده چنانچه در مثال دوّم مىگوئيم:
ما رأيت رجلا احسن فى عينه من كحل عين زيد.
يا آن را برسر محلّ اسم ظاهر در مىآوريم مثلا مىگوئيم:
ما رأيت رجلا احسن فى عينه من عين زيد.
و يا احيانا « من » را برصاحب المحلّ قرار مىدهيم يعنى مىگوئيم:
ما رأيت رجلا احسن فى عينه من زيد.
و از كلماتى كه در لسان عرب واقع شده و از همين قبيل است مثال ذيل مىباشد.
ما احد احسن به الجميل من زيد.
كه در اصل: ما احد احسن به من حسن الجميل بزيد بوده، پس جميل به زيد اضافه شده و سپس حذف گرديده است.
قوله: و رفعه الظاهر نزر: كلمه « نزر » يعنى قليل.
قوله: بان صلح احلاله محلّه: كلمه « احلال » يعنى حلول دادن و قرار دادن.
قوله: اذا سبقه نفى: ضمير مفعولى در « سبقه » به افعل تفضيل راجع است.