المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٥١ - كيفيت استعمال اسم تفضيل
شارح گويد:
مراد اينست كه اگر اسم تفضيل به معرفه اضافه شود در آن دو وجه جائز است:
وجه اوّل: آنرا همچون مجرّد از اضافه و الف و لام بياوريم يعنى مطلقا بصيغه مفرد مذكّر آورده شود اعمّ از آنكه موصوفش مفرد بوده يا غير مفرد باشد، مذكر بوده يا مؤنّث باشد مانند:
و لتجدنّهم احرص الناس على حيوة ( هرآينه مىيابى ايشان يعنى يهود را كه برزندگانى مادى حريصتر از همه مردم مىباشند).
شاهد در « احرص » است كه به « الناس » اضافه شده و چون اين لفظ معرفه است كلمه « احرص » به صيغه مفرد مذكّر آمده با اينكه موصوفش يعنى « هم » جمع مىباشد.
وجه دوّم: آنرا همچون معرّف بالف و لام بياوريم يعنى مطابق با موصوفش باشد نظير:
اكابر مجرميها، قبل از آيه چنين است:
و كذلك جعلنا فى كلّ قرية اكابر مجرميها ( چنين قرار داديم كه در هرديارى رؤساى بدكار ستمگر با مردم آنجا مكر كنند).
شاهد در « اكابر » است كه جمع « اكبر » بوده و چون به معرفه يعنى « مجرميها » اضافه شده حكم معرف بالف و لام را پيدا كرده و با موصوفش يعنى « رؤساء » كه محذوف است از حيث تذكير و جمع مطابق آورده شده.
مصنّف گويد:
دو وجهى كه گفته شد زمانى است كه كلمه « من » در نيّت باشد ولى اگر آنرا در نيّت نگيرى لازم است اسم تفضيل را مطابق موصوفى كه با او مقرون شده بياورى.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اين حكم (جريان دو وجه) در وقتى است كه به واسطه اسم تفضيل مذكور (اسم تفضيلى كه به معرفه اضافه شده) قصد تفضيل و برترى دادن داشته باشى و به عبارت ديگر افعل تفضيلى بوده نه وصفى و اين معنا با در نيّت گرفتن لفظ « من » تحقّق مىيابد.
ولى اگر قصد تفضيل نبوده و افعل باصطلاح وصفى باشد و بدين ترتيب لفظ « من » را در نيّت نگرفتيم حكم آنستكه اسم تفضيل بايد حتما با موصوفى كه مقرون با آن است مطابق باشد مانند: