المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٩٤ - پارهاى از وجوه اختلاف بين اسم فاعل و صفت مشبهه
زيد حسن وجهه.
قوله: او معنا: مثال معمولى كه به ضمير موصوف معنا متّصل باشد نظير:
زيد حسن الوجه كه تقديرش حسن الوجه منه مىباشد.
قوله: فارفع بها على الفاعليّة الخ: حاصل آنچه شارح و مصنّف در اينجا آوردهاند اينست كه:
صفت يا با الف و لام بوده مانند: الحسن و يا خالى از الف و لام مىباشد مثل: حسن.
و معمول در هركدام از ايندو و از شش حال خارج نيست:
الف: آنكه معمول با الف و لام باشد مانند: الحسن الوجه و حسن الوجه.
ب: آنكه معمول اضافه شده باشد بالف و لامدار مانند: الحسن وجه الاب و حسن وجه الاب.
ج: آنكه معمول اضافه شده باشد به ضمير موصوف مانند: مررت بالرجل الحسن وجهه و برجل حسن وجهه.
د: آنكه اضافه شده باشد به مضاف به ضمير موصوف مانند: مررت بالرجل الحسن وجه غلامه و برجل حسن وجه غلامه.
ه: آنكه معمول مجرد از الف و لام بوده نه از اضافه مانند: الحسن وجه اب و حسن وجه اب.
ز: آنكه معمول از الف و لام و اضافه مجرّد باشد مانند: الحسن وجها و حسن وجها.
قوله: لكن هذا ضعيف: وجه ضعف آنست كه صفت وقتى از الف و لام مجرّد باشد شباهتش به فعل ضعيف بوده قهرا عمل نصب كردنش نيز ضعيف بوده بلكه به همان مرفوع بايد اكتفا كند.
متن: «٤٧٢»
|
بها مضافا أو مجرّدا و لا |
تجرر بها مع أل سما من أل خلا |
تجزيه و تركيب
بها: جارّ و مجرور، متعلّق به « اتّصل ».
مضافا: حال است از ضمير فاعلى در « اتّصل ».