المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٢٦ - شرط اعمال مصدر
او اطعام فى يوم ذى مسغبة يتيما.
( يا طعام دادن به يتيم در روز قحطى و گرسنگى).
شاهد در « اطعام » است كه مصدر بوده و چون واجد شرائط است عمل كرده و « يتيما » را بنابر مفعوليّت نصب داده است.
و همچون قول شاعر:
|
ضعيف النكاية اعدائه |
يخال الفرار يراخى الاجل |
يعنى: آن مرد از جنگيدن ناتوان و عاجز است و كشتن وى دشمنانش را و گمان مىكند كه گريختن مرگ را از او دور مىكند.
شاهد در « النكاية » است كه مصدر بوده و چون واجد شرائط است عمل نموده و « اعدائه » را بنابر مفعوليّت نصب داده و ضمير مستتر در آن فاعلش مىباشد.
بخلاف مضمر يعنى ضميرى كه مرجعش مصدر باشد كه در اينصورت از عمل كردن ممنوع است مانند:
ضربك المسئ حسن و هو المحسن قبيح (زدن تو شخص بدكار را نيك بوده ولى زدن شخص نيكوكار زشت و ناپسند است).
شاهد در « هو » است كه مصدر مضمر مىباشد يعنى مرجعش كه « ضربك » است ضمير بوده لذا نتوانسته « المحسن » را از باب مفعول بودن نصب دهد.
و نيز بخلاف مصدر محدود كه برحدث معدود و محدودى دلالت دارد مانند: عجبت من ضربتك زيد (تعجّب كردم از يك بار زدن تو زيد را).
در اين مثال « ضربة » مصدر مرّه است يعنى بريكبار زدن فقط دلالت مىكند لذا باعتبار اين محدود بودنش از عمل در « زيد » و منصوب كردن آن ممنوع مىباشد.
و امّا اينكه مصدر محدود در برخى عبارات عمل كرده بايد گفت شاذّ و نادر است نظير آنچه در قول شاعر آمده:
|
يحائى به الجلد الّذى هو حازم |
بضربة كفّيه الملا نفس راكب |
يعنى: زنده مىگرداند بسبب آن صاحب آب قوّه آنچنانى را كه او ضبط كننده امر و صاحب احتياط است بواسطه يك مرتبه زدن دو كف دست خود را بخاك و تيمّم نمودن نفس شترسوارى را.
شاهد در عمل نمودن « ضربة » است كه مصدر مرّه بوده در كفيه و « الملا » اوّلى فاعل و دوّمى مفعول آن مىباشد و اين عمل شاذّ و نادر مىباشد.