المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٣٩ - منصرف شدن اسماء غير منصرف در مورد ضرورت و رعايت تناسب آيات با هم
مقصود از « اضطرار » اضطرار در نظم شعر بوده و مراد از رعايت تناسب، تناسب رؤوس آيات قرآنى و سجع مىباشد.
و بهرصورت منصرف شدن اسم در ايندو مورد جاى صحبت نبوده و از احدى در آن خلافى نقل نشده است.
مثال
امّا مثال ضرورت شعرى همچون قول امرء القيس:
|
تبصّر خليلى هل ترى من ظعائن |
سوالك نقبا بين حزمى شعبعب |
يعنى: اى دوست من نگاه كن، آيا مىبينى هودجها و كجاوههاى چند را كه روندهاند در درّه كوهى كه ميان دو زمين ناهموار شعبعب قرار گرفته است.
شاهد در « ظعائن » است كه اسم غير منصرف بوده ولى در اين بيت از باب ضرورت شعرى منصرف استعمال شده لذا در حال جرى مكسور و منوّن آمده است.
و امّا مثال رعايت تناسب.
قبل از اينكه مثال آنرا ذكر كنيم لازم بتذكر است كه بگوئيم:
حضرات ادباء تصريح نكردهاند كه مقصود و مرادشان از رعايت تناسب چيست ولى از كلام ناظم (مصنّف) در شرح كافيه و نيز از عبارت رضىّ اينطور استفاده مىشود كه مقصود آنست كه:
كلمه غير منصرفى همراهش لفظ منصرفى آمده و ما براى برقرار كردن تناسب بين آنها كلمه غير منصرف را منصرف استعمال مىكنيم و متناسب نمودن ايندو با هم يا به اينست كه بواسطه منصرف كردن لفظ غير منصرف آندو هموزن يكديگر مىشوند همچون:
و جئتك من سباء بنباء يقين ( آوردم براى تو از سرزمين سباء خبرى مهم).
شاهد در « سباء » است كه به جهت علميّت و تأنيث غير منصرف است منتهى چون همراهش كلمه « نباء » آمده و آن منصرف مىباشد لاجرم براى برقرار كردن تناسب وزن بين ايندو « سباء » نيز منصرف يعنى با تنوين جرّى آمده است.
و يا از نظر وزن قريب بيكديگر شده نظير:
انّا اعتدنا للكافرين سلاسلا و اغلالا و سعيرا ( ما براى كيفر كافران غل و زنجيرها و آتش سوزان مهيّا ساختهايم).