المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٣٣ - مبحث اسم غير منصرف
مىباشد مشروط باينكه تعيين و ظرفيّت در آن لحاظ و اعتبار شود مانند:
جئت يوم الجمعة سحر (آمدم روز جمعه سحر آن).
چه آنكه در اصل: جئت يوم الجمعة السحر بوده پس بعد از حذف الف و لام صادق است بگوئيم « سحر » از اصلش عدول كرده.
بايد توجّه داشت اگر لفظ « سحر » در عبارتى مبهم بود نه معيّن البتّه منصرف است نظير:
نجّيناهم بسحر ( نجات داديم ايشان را در سحر).
چه آنكه معلوم و معيّن نيست سحر چه روزى انجاء صورت گرفته.
چنانچه اگر سحر غير ظرف استعمال گردد نيز منصرف مىباشد زيرا در اين فرض يا تعريفش با الف و لام بوده و يا با اضافه و پر واضح است كه الف و لام و اضافه موجب زوال عدم انصراف اسماء غير منصرف مىباشند مانند:
طاب السّحر سحر ليلتنا (پاكيزه و لطيف است اين سحر، يعنى سحر امشب).
در اين مثال كلمه « السحر » چون فاعل براى « طاب » است با الف و لام آمده و منصرف استعمال گرديده است.
مصنّف گويد:
كلمهاى كه بروزن « فعال » بوده در حالى كه علم و مؤنّث است را مبنى بركسر نما.
شارح گويد:
اين حكم از نظر اهل حجاز مىباشد يعنى ايشان كلمه مزبور را مبنى بركسر مىخوانند مانند: حذام و سفار.
مصنّف گويد:
و آن از نظر قبيله تميم نظير « جثم » است.
شارح گويد:
يعنى بنى تميم « فعال » را از نظر اعراب و غير منصرف بودن همچون « جثم » مىدانند و وجه عدم انصراف اينست كه علميّت و عدل در آن مىباشد چه آنكه در اصل فاعله بوده و پس از عدول از آن فعال شد همان طورى كه جثم در اصل جاثمه بوده است.
مصنّف گويد:
آنچه كه نكره شده و در اصل معرفهاى بوده كه تعريف در آن تأثير داشته است را