المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٠٧ - مبحث اسم غير منصرف
مثلث چه آنكه ايندو در اصل اثنين اثنين و ثلاثة ثلاثة بوده سپس از آن عدول كردهاند.
با توجّه باين نكته مىگوئيم:
دو كلمه « مثنى » و « ثلاث » غير منصرف هستند و در عدم انصراف آنها دو سبب از اسباب نهگانه لحاظ و منظور گرديده و آن دو عبارتند از: عدل و وصف.
و همچنين كلمه « اخر » كه جمع « اخرى » است غير منصرف بوده و وجه عدم انصرافش اينست كه هم مؤنّث بوده و هم عدل در آن مىباشد.
امّا اينكه مؤنّث است بخاطر آنكه گفتيم جمع « اخرى » است و آن مؤنّث آخر مىباشد مانند فضلى كه مؤنّث افضل محسوب مىگردد.
و امّا اينكه در آن عدل است بخاطر آنكه وصف افعل يعنى اسم تفضيل هرگاه از الف و لام و اضافه مجرّد باشد بايد مفرد مذكر استعمال گردد مثلا بايد بگوئيم:
مررت بنسوة آخر و مررت بنساء آخر نه اينكه بجاى آن بگوئيم:
مررت بنسوة اخرى و مررت بنساء اخر.
بنابراين اگر عبارت دوّمى بجاى اوّل آورده شود دربارهاش صادق است بگوئيم كه از هيئت و صيغه اصلى خود عدول نموده است.
مصنّف گويد:
از « واحد » تا « اربع » اگر بروزن مثنى و ثلاث بيايند همچونن ايندو غير منصرف مىباشند.
شارح گويد:
مثلا بگوئيم: احاد و موحد و رباع و مربع چنانچه مىگفتيم ثناء و مثنى و ثلاث و مثلث.
سپس شارح گويد:
و همچنين از « اربع » به بعد نيز به همين وزن شنيده شده يعنى مىگويند:
خماس و مخمس، سداس و مسدس، سباع و مسبع و ثمان و مثمن و تساع و متسع، و عشار و معشر.
البتّه كوفيّون و زجّاج اجازه دادهاند كه از « اربع » به بعد نيز قياسى باشند همچنانكه از واحد تا اربع وزن مزبور قياسى است.
قوله: اشهلا: ميشى چشم.
قوله: كارمل و يعمل: كلمه « ارمل » يعنى مرد بىزن چنانچه ارمله يعنى زن بيوه و