المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٩٩ - مبحث اسم غير منصرف
دخول آن معلوم مىشود كه اسم امكن نبوده بلكه صرفا متمكّن مىباشد، از اينرو تنوين مزبور را بنام تنوين تمكّن خواندهاند و بايد توجّه داشت كه غير اين تنوين را بنام صرف نخوانند چه آنكه اين تنوين در اسم غير منصرف نيز يافت مىشود همچون تنوين مقابله در لفظ « عرفات » و تنوين عوض در « جوار » و امثال ايندو.
مصنّف گويد:
الف تأنيث بطور مطلق موجب غير منصرف شدن اسمى مىشود كه مشتمل برآنست.
شارح گويد:
مقصود اينست كه الف تأنيث چه مقصور بوده و چه ممدود موجب غير منصرف شدن اسمى مىشود كه مشتمل برآنست اعمّ از آنكه اسم مزبور نكره بوده همچون: ذكرى و صحراء يا معرفه باشد نظير:
زكرياء و كربلاء، مفرد بوده همچون امثله مذكور يا جمع باشد مانند حجلى و اصدقاء.
اسم بوده نظير مثالهاى گذشته يا وصف باشد مثل حبلى و حمراء.
مصنّف گويد:
و الف و نون زائد در فعلان موجب غير منصرف شدن وضع بوده كه از ختم شدن بتاء تأنيث سالم باشد.
شارح گويد:
مقصود از « زائد افعلان» الف و نون است كه ايندو كلمه نيز موجب غير منصرف شدن مىباشند مشروط باينكه در وصفى بوده كه از ختم شدن بتاء تأنيث سالم باشد اعمّ از اينكه مؤنّث آن بروزن فعلى بوده همچون: سكران و غضبانا كه مؤنّث ايندو سكرى و غضبى مىباشد يا اصلا مؤنّث نداشته باشد همچون: لحيان.
بنابراين اگر وصف مزبور بتاء ختم شود مانند: ندمان منصرف استعمال مىشود.
قوله: سمّى به: ضمير در « به » لا ينصرف راجع است.
قوله: و هو التنوين: ضمير « هو » به صرف راجع است.
قوله: و هو عدم مشابهة الفعل: ضمير « هو » به « معنى » راجع است.
مؤلّف گويد:
اسم غير منصرف شبيه به فعل است چه آنكه فعل از دو جهت برخلاف اصل