المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٧٨ - مبحث نون تأكيد خفيفه و ثقيله
٢- فعل مضارع مشروط باينكه واجد يكى از شرائط ذيل باشد:
الف: آنكه يا بمعناى طلب باشد مانند آنچه در قول اعشى آمده:
|
فايّاك و الميتات لا تقربنّها |
و لا تأخذن سهما حديدا لتفصدا |
يعنى: دورى كن از مردارها و البتّه البتّه نزديك آنها مشو و همچنين مگير تير تيزى را كه قطع كنى رگ شترى را.
شاهد در الحاق نون تأكيد است به « لا تقربنّها» و « لا تأخذن» و ايندو به ملاحظه داشتن معناى نهى برطلب دلالت دارند از اينرو شرط مذكور در آندو فراهم است.
و نظير آنچه در قول اعشى نيز آمده:
|
و هل يمنعنّى ارتياد البلا |
( من حذر الموت ان يأتينّ) |
يعنى: البتّه البتّه آيا منع مىكند من را آمد و شد در بلاد از خوف فرارسيدن مرگ؟
شاهد در الحاق نون تأكيد است به « هل يمنعنّى» و اين فعل به ملاحظه داشتن معناى استفهام برطلب دارد لذا شرط مذكور در آن فراهم مىباشد.
و مثل آنچه در قول شاعر ديگر آمده:
|
هلّا تمنّن بوعد غير مخلفة |
كما عهدتك فى ايّام ذى سلم |
يعنى: چرا البتّه البتّه برمن منّت نگذارده و وعده وصلى كه در آن تخلّف نباشد را به من نمىدهى همچنانكه شناخته بودم تو را در اوقاتى كه در ذى سلم بوديم.
شاهد در الحاق نون تأكيد است به « هلّا تمنّن» و اين فعل به ملاحظه وقوعش بعد از « هلاء تحضيضيّه» داراى معناى طلب مىباشد از اينرو شرط مذكور در آن موجود مىباشد.
و همچون قول شاعر ديگر:
|
فليتك يوم الملتقى ترينّنى |
لكى تعلمى انّى امرء بك هائم |
يعنى: پس كاش تو من را در روز قيامت البتّه البتّه مىديدى تا بدانى كه من مردى هستم عاشق به تو.
شاهد در الحاق نون تأكيد به « ترينّنى » است كه به ملاحظه اينكه بعد از تمنّى واقع شده معناى طلب از آن فهميده مىشود لذا شرط مذكور در آن نيز موجود است.
ب: و يا شرطى بوده كه پهلوى « امّا » درآمده باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
و امّا نرينّك بعض الّذى نعدهم او نتوفينّك.