المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٧٤ - اسماء اصوات
و براى زجر الاغ مىگويند: عِد.
ب: اسمى كه مفهم حكايت صدائى باشد نظير:
قب: كه صداى وقوع و اصابت شمشير به چيزى را حكايت كرده.
يا غاق: كه صداى كلاغ را حكايت مىكند.
يا خاز باز كه صداى بال مگس را بازگو كرده.
يا خاق باق كه صداى عمل نكاح و جماع را حكايت مىكند.
مصنّف گويد:
مبنى بودن هردو نوع را لازم بدان كه آن امرى است واجب و لازم.
شارح گويد:
علّت و وجه آنرا در ابتداء كتاب بيان كرده و گفتيم:
وجه بناء در اسماء اصوات اينست كه شباهت اهمالى به حروف دارند يعنى ابدا معمول قرار نمىگيرند همان طورى كه عامل نيز واقع نمىشوند چنانچه برخى حروف نظير حروف عطف اين گونه مىباشند.
متن: «٦٣٥»
|
للفعل توكيد بنونين هما |
كنونى اذهبنّ و اقصدنهما |
تجزيه و تركيب
للفعل: جارّ و مجرور، متعلّق باستقرّ، خبر مقدّم.
توكيد: مبتداء مؤخّر.
بنونين: جارّ و مجرور، متعلّق به « توكيد ».
هما: مبتداء.
كاف: حرف جرّ.
نونى: اسم، تثنيه، مضاف، مجرور بكاف، متعلّق باستقرّ، خبر براى « هما ».
اذهبنّ: مضاف اليه و جمله « هما كنونى اذهبنّ» صفت است براى « نونين ».
واو: عاطفه.
اقصدنهما: فعل و فاعل و مفعول، معطوف است به « اذهبنّ ».