المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٦١ - اغراء و حكم آن
از زدن خرگوش و دور كن او را از نزد من).
و از آن شاذّتر و نادرتر آنست كه شخص غائب را مورد تحذير قرار دهند مثل اينكه بگوئيم:
ايّاه و ايّا الشّواب (بايد اجتناب كند آن مرد از زنان جوان).
بنابراين كسانى كه تحذير در ايندو مورد را قياسى تلقّى كردهاند از طريق صواب به دور افتادهاند.
اغراء و حكم آن
مصنّف گويد:
و قرار بده مغرى به را همچون محذّر بدون « ايّا » در تمام احكامى كه بطور مفصّل بيان گرديد و شرحش داده شد.
شارح گويد:
قبلا گفته شد تحذير يا با لفظ « ايّا » صورت مىگيرد و يا با غير آن تحقّق پيدا مىنمايد و گفتيم اگر با لفظ « ايّا » واقع شود مطلقا نصبش بواسطه فعل واجب الاستتار مىباشد چه از حرف عطف استفاده شده باشد و چه آنرا بكار نبرده باشند.
و اگر با غير لفظ « ايّا » تحذير نمايند استتار فعل واجب نبوده مگر در دو مورد با شرحى كه گذشت اكنون مىگوئيم:
اغراء نيز از نظر حكم همچون تحذير بغير لفظ « ايّا » مىباشد و تمام احكامى كه براى محذّر بغير ايّا بيان نموديم براى مغرى به ثابت مىباشد لذا همان طورى كه استتار فعل در تحذير بغير ايّا در دو مورد واجب بود:
الف: با عطف.
ب: در صورت تكرار محذّر منه.
عينا در اينجا نيز در دو مورد واجب مىباشد:
١- در صورت بكار بردن حرف عطف مانند:
الاهل و الولد يعنى با اهل و ولد ملازم باش.
در اين مثال عامل واجب الاستتار « الزم » مىباشد.
٢- در موردى كه مغرى به تكرار شده باشد مانند آنچه در قول سكيندار مىآمده.
|
اخاك اخاك انّ من لا اخاله |
كساع الى الهيجاء بغير سلاح |