المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٤٥ - فصل مبحث ترخيم
و كم است كه جمله را ترخيم نمايند ولى عمرو اين معنا را نقل كرده است.
شارح گويد:
منظور اينست كه جمله اسنادى را به ندرت ترخيم مىكنند ولى در عين حال ترخيم آنرا سيبويه از عرب نقل كرده است.
مصنّف گويد:
و اگر بعد از حذف، محذوف را در نيّت گرفتى پس باقى كلمه را به همان حالت قبل استعمال نما.
شارح گويد:
كلمه « حذف » كه مضاف اليه « بعد » است با تنوين بوده و مقصود اينست كه:
بعد از حذف اگر محذوف را در نيّت بگيرند باقى كلمه را بايد با همان حركت قبل از حذف استعمال نمايند لذا حركت مزبور را بايد باقى نگاهداشت و در صورت حرف علّه بودن آخرين حروف باقيمانده از كلمه نبايد آنرا اعلال كرد بنابراين در ترخيم « ثمود » بايد بگوئيم:
يا ثمو (با واو ما قبل مضموم) همان طورى كه قبل از ترخيم چنين بود.
مصنّف گويد:
و اگر محذوف را در نيّت نگرفتى پس باقيمانده كلمه را طورى قرار بده كه گويا لفظ از نظر وضع بآن تمام مىشود.
شارح گويد:
ضمير مفعولى در « واجعله » به باقى راجع بوده و بنابر گفته مصنّف مىبايد حرف آخر را در صورت علّه بودن آن پس ترخيم اعلال نمود و حركات را برآن جارى كرد لذا در ترخيم « ثمود » بايد بگوئيم:
يا ثمى (با ياء ما قبل مكسور).
قوله: احذف الّذى تلى: يعنى تلى المحذوف و مقصود از آن حرف ما قبل آخر مىباشد.
قوله: ان زيد: يعنى حرف مزبور زائده باشد مانند الف در عثمان و واو در منصور و ياء در مسكين.
قوله: و كان لينا: يعنى حرف مذكور حرف علّه باشد.
قوله: مكمّلا اربعة فصاعدا: يعنى حرف ياد شده در مرتبه چهارم و بيشتر از آن واقع