المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٤٤ - فصل مبحث ترخيم
و چنانچه ملاحظه ميشود البتّه « نون » از عثمان و « راء » از منصور و « نون » از مسكين حذف شد و پس از آن حرف ما قبل آخر را كه « الف » از عثمان و « واو » از منصور و « ياء » از مسكين باشد حذف كرديم و اين سه حرف (الف، واو، ياء) پنج شرط مذكور را واجد مىباشند بخلاف كلمات:
مختار، هبيّخ، سعيد، فرعون، غرنيق.
كه ترخيم آنها جايز نيست:
امّا مختار: بخاطر آنكه « الف » اگرچه در مرتبه چهارم واقع است ولى زائده نيست زيرا اصل آن « ياء » بوده سپس بالف قلب گرديد.
و امّا هبيّخ: جهتش آنست كه ياء اگرچه از حروف لين است ولى ساكن نيست تا حذفش جايز باشد.
و امّا سعيد: علّت آن اينست كه « ياء » در مرتبه سوّم واقعست نه چهارم.
و امّا فرعون: وجهش اينست كه « واو » اگرچه در مرتبه چهارم قرار گرفته و ساكن است ولى ما قبلش حركت مجانس كه ضمّه باشد نبوده بلكه مفتوح مىباشد.
و امّا غرنيق: نيز جهتش آنست كه ما قبل « ياء » حركت مجانس نمىباشد.
مصنّف گويد:
در حذف واو و يائى كه فتحه بآنها نسبت داده شده اختلاف است.
شارح مىگويد:
مراد اينست كه اگر حرف قبل آخر كه حذف شده « واو » يا « ياء » بوده كه قبل از آندو حركت مجانس با آنها نبوده بلكه فتحه باشد در حذف آنها اختلاف است:
فرّاء و جرمى حذف را اجازه دادهاند زيرا ايشان شرطى را كه ما براى حذف ذكر كرديم معتبر ندانسته و بدون وجود حركت مجانس نيز حذف را بدون مانع مىدانند.
ولى غير ايندو ادباء ديگر از حذف منع كردهاند.
مصنّف گويد:
و دنباله مركّب (جزء دوّم) را بخاطر ترخيم حذف كن.
شارح گويد:
مانند ترخيم: معديكرب و سيبويه و بخت نصر كه گفته ميشود:
يا معدى و يا سيبّ و يا بخت.
مصنّف گويد: