المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٣٨ - فصل مبحث ترخيم
و از ترخيم كلمهاى كه تاء تأنيث ندارد منع و جلوگيرى نما مگر اسم رباعى يا بيشتر از آن را كه علم بوده و از اضافه و اسناد خالى باشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه هراسمى كه از تاء تأنيث خالى باشد ترخيم آن جايز نيست مگر اسمى كه شرائط ذيل را دارا باشد:
الف: آنكه چهار حرفى يا بيشتر باشد.
ب: آنكه علم باشد.
ج: مركّب اضافى يا اسنادى نباشد.
بنابراين ترخيم كلمات زير جايز است:
جعفر، سيبويه، معديكرب.
امّا جواز ترخيم جعفر بخاطر آنكه اسم چهارحرفى است كه هم علم بوده و هم غير مركّب مىباشد.
و امّا جواز ترخيم سيبويه بجهت آنست كه علم و بيش از چهار حرف داشته و مركّب اضافى و يا اسنادى نيست چنانچه معديكرب نيز همينطور است.
بخلاف اسم غير مؤنّثى كه ثلاثى بوده همچون: عمر يا اسمى كه علم نبوده مانند عالم يا اسمى كه مركّب اضافى باشد همچون غلام زيد يا مركّب اسنادى محسوب شود نظير تأبّط شرّا كه ترخيم اين اسماء جايز نبوده ولى عنقريب خواهيم گفت كه جواز ترخيم مركب اسنادى از برخى ادباء نقل شده است.
قوله: على وجه مخصوص: يعنى مطلق حذف را ترخيم نگويند بلكه بايد بنحو خاصّى صورت بگيرد كه شرح آن در اين مبحث بطور مبسوط مذكور است.
قوله: و جوّزنه: ضمير مفعوليخ به ترخيم راجع است.
قوله: مطلقا: يعنى چه علم بوده و چه غير علم، ثلاثى بوده يا غير ثلاثى، مركّب باشد يا غير مركّب.
قوله: علما: همچون فاطمه كه مىگويند: يا فاطم.
قوله: ام لا: مانند: جاريه كه علم نيست.
قوله: زائدا على ثلاثة: همچون مثال مذكور يعنى فاطمه.
قوله: ام لا: مانند: شاة.