المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٢١ - مبحث استغاثهو احكام مناداى مستغاث
|
يبكيك ناء بعيد الدّار مغترب |
يا للكهول و للشّبّان للعجب |
يعنى: كسى كه دور است و خانهاش نيز دور است برتو مىگريد، وى در غربت است اى پيران و اى جوانان بيائيد نزد من از اين امر عجيب.
شاهد در « لام » برسر « الشّبّان » است كه چون « يا » در ابتداء آن تكرار نشده مكسور گرديده است.
مصنّف گويد:
لام استغاثه بجاى الف استغاثه مىباشد.
شارح گويد:
منظور اينست كه علامت استغاثه دو حرف بوده، يكى « لام » و ديگرى « الف ».
الف را در آخر مناداى مستغاث آورده و لام را در ابتداء آن.
البتّه بايد توجّه داشت كه جمع بين ايندو جايز نيست بلكه هرگاه الف به منادى ملحق شود لام ساقط مىگردد مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
يا يزيدا لآمل نيل عزّ |
و غنى بعد فاقة و هوان |
يعنى: اى يزيد به فرياد كسى برس كه آرزوكننده است رسيدن به عزّت و مال را بعد از فقر و خوارى كه در او است.
شاهد در « يزيدا » است كه با داشتن الف استغاثه « لام » برسرش داخل نگشته است.
چنانچه با بودن « لام » الف ساقط گرديده و بمنادى ملحق نمىشود چنانچه در امثله قبل گذشت و گاه باشد كه هيچيك از « لام » و « الف » در مناداى مستغاث يافت نمىشوند مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
ألا يا قوم للعجب العجيب |
و للغفلات تعرض للأريب |
يعنى: آگاه باشيد اى قوم من و بفرياد رسيد و حاضر شويد امر تعجّب كرده شده و غفلتها و نادانيهائى را كه عارض مىشود برمرد عاقل.
شاهد در « يا قوم» است كه مناداى مستغاث بوده و معذلك از « لام » و « الف » خالى است.
مصنّف گويد:
و مانند مستغاث است اسمى كه داراى معناى تعجّب باشد.
شارح گويد: