المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٠٦ - فصل مبحث احكام توابع منادى
شاهد در تكرار منادى مضاف بوده لذا « زيد » دوّم منصوب و در « زيد » اوّل دو وجه جايز است.
سپس شارح گويد:
امّا وجه جواز ضمّه: بخاطر آنكه منادى بحسب فرض مفرد معرفه است و قبلا گفتيم ك چنين منادائى مبنى برضمّه مىباشد.
و امّا وجه جواز نصب به فتحه: جهتش آنست كه منادى به كلمه واقع بعد از لفظ دوّمى اضافه شده مثلا « زيد » به « اليعملات » كه بعد از « زيد » دوّم قرار گرفته اضافه شده و قبلا گفتيم كه اعراب مناداى مضاف نصب مىباشد.
البتّه در تركيب اين عبارت بين ارباب ادب اختلاف است:
سيبويه « زيد » دوّم را مؤكّد « زيد » اوّل مىداند.
مبرّد مضاف اليه « زيد » اوّل را كلمه محذوف قرار داده.
و فرّاء هردو را مضاف به « اليعملات » دانسته است.
قوله: حالكونه صفة لها: ضمير در « حالكونه » به « بعد اىّ» راجع است.
قوله: لتبيّنها: ضمير فاعلى به صفت و ضمير مفعولى به « اىّ » راجع است.
قوله: و هى معربة: ضمير « هى » به صفت راجع است.
قوله: يا ايّها الانسان انّك كادح: آيه (٦) از سوره انشقاق.
قوله: يا ايّتها النّفس المطمئنّة: آيه (٢٧) از سوره فجر.
قوله: يا ايّها الّذى نزّل عليه الذكر: آيه (٦) از سوره حجر.
قوله: و لا يقبل منه: ضمير در « منه » به قائل راجع است.
قوله: فى لزوم الصفة المرفوعة لها: ضمير در « لها » به « اىّ » راجع است.
قوله: يفيت المعرفة: مقصود وقوع اشتباه مىباشد.
قوله: فان لم يكن: يعنى فان لم يكن تركها يفيت المعرفة.
قوله: و هو لا يوصف الخ: ضمير « هو » به اسم اشاره راجع است.
قوله: لانّه مضاف: ضمير در « لانّه » به ثانى راجع است.
قوله: فلانّه مفرد معرفة: ضمير در « فلانّه » به اوّل راجع است.