المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٦٧ - امثله اقسام بدل
است و توضيح آن چنين است:
اخدود عبارتست از زمينى كه از غضب خدا براهلش منشق شده باشد و پر واضح است كه « نار » نيز مستلزم غضب حقتعالى مىباشد.
مثال قسم چهارم با اقسام سهگانهاش همچون:
خذ نبلا مدا (بگير نيزهها را، كاردها را).
شاهد در « مدا » است كه بدل از « نبلا » است و مىتوان آنرا با هريك از اقسام سهگانه قسم چهارم منطبق دانست.
كلمه « مدا » جمع « مديه » به معناى كارد مىباشد.
ناگفته نماند كه در اقسام سهگانه قسم چهارم بهتر آنست كه بدل را با كلمه « بل » بياورند.
قوله: و هو النعت و التأكيد الخ: وجه خروج اين مذكورات از تعريف بدل آنست كه هيچيك از آنها مقصود بالحكم نيستند بلكه مقصود متبوع آنها مىباشد و ذكر آنها يا بخاطر توضيح و يا تأكيد و يا غرضى ديگر مىباشد.
قوله: و بنفى الواسطة المقصود بواسطة الخ: بديهى است معطوف ببل و لكن در جمله مثبت اگرچه مقصود به حكم مىباشند ولى اين امر بواسطه حرف عطف صورت مىگيرد در حالى كه در بدل واسطهاى در بين نمىباشد.
قوله: مطابقا للمبدل منه: كه بآن بدل كلّ از كلّ نيز مىگويند.
قوله: او بعضا منه: ضمير در « منه » به مبدلمنه راجع است.
قوله: او ما يشتمل عليه: ضمير در « عليه » به مبدلمنه راجع است.
قوله: او يستلزمه فيه: ضمير فاعلى در « يستلزمه » به بدل و ضمير مفعولى به « معنا » و ضمير مجرورى در « فيه » به متبوع عود مىكند.
قوله: ذا القسم للاضراب: مقصود از « ذا القسم» كمعطوف ببل مىباشد.
قوله: لكلّ منهما: يعنى لكلّ واحد من البدل و المبدل منه.
قوله: ثمّ يتبيّن فساده: ضمير در « فساده » به قصد الاوّل راجع است.
قوله: و دون قصد للاوّل: مقصود از « الاوّل » مبدلمنه مىباشد.
قوله: غلط وقع فيه: ضمير در « فيه » به مبدلمنه راجع است.
قوله: بالبدل سلب: ضمير نائب فاعلى در « سلب » به غلط راجع است.
قوله: مصاحبته ضميرا: ضمير در « مصاحبته » به بدل بعض راجع است.